<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Ertebat Magazine</title>
	<atom:link href="http://www.ertebat.ae/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.ertebat.ae</link>
	<description>Iranian Online Magazine in UAE</description>
	<lastBuildDate>Tue, 16 Mar 2010 17:36:30 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.1</generator>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>چگونه می توان از یک گاگول یک دون ژوان ساخت؟ &#8211; قسمت دوازدهم</title>
		<link>http://www.ertebat.ae/p=756</link>
		<comments>http://www.ertebat.ae/p=756#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Mar 2010 17:36:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ertebat Magazine</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>
		<category><![CDATA[تجارت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ertebat.ae/?p=756</guid>
		<description><![CDATA[در روستای آبا و اجدادی ما یک امامزاده کوچک بود . آن امامزاده در دامنه کوهی که روستا را به دو قسمت تقسیم می کرد واقع شده بود. دیوار های کاهگلی امامزاده همیشه از بوی خوش گلاب معطر بود.گاهی مردی و یا زنی درتاریکی شب شمعی روشن می کرد و نذر امامزاده می کرد تا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در روستای آبا و اجدادی ما یک امامزاده کوچک بود . آن امامزاده در دامنه کوهی که روستا را به دو قسمت تقسیم می کرد واقع شده بود. دیوار های کاهگلی امامزاده همیشه از بوی خوش گلاب معطر بود.گاهی مردی و یا زنی درتاریکی شب شمعی روشن می کرد و نذر امامزاده می کرد تا که شاید حاجتش برآورده شود.<br />
مردم وقتی می خواستند تا با چشمان گریان از آنجا دور شوند همیشه ابتدا در حالیکه دستان خود را بر روی سینه گذاشته بودند چندین قدم را عقب عقب می رفتند و آنگاه با احترام آنجا را ترک می کردند.<br />
انگار که همیشه هاله ای از نور گرداگرد امامزاده را فرا گرفته بود .در آن روزگار من کودک 5 ساله ای بودم اما خوب یادم هست که دلبستگی خاصی به آن امامزاده داشتم و احساس می کردم که در آنجا خداوند کمی به من نزدیک تر است.<br />
سالهل گذشت و یک روز جمعه که به اتفاق خانواده به میهمانی میرفتیم از رادیوی پیکان سفید قدیمی مان شنیدم که یک محقق روحانی داشت درباره ی امامزاده های ایران صحبت می کرد. با اشتیاق از برادرم که در صندلی جلونشسته بود خواستم تا کمی صدای رادیو را بلند تر کند. می خواستم تا کمی بیشتر درباره ی اصل و نسب امامزاده ی محبوب خود بدانم. حتی امروز بعد از گذشت سالها از آن روز جمعه به خوبی می توانم صدای بم و خش دار آن مرد روحانی ناشناس را به یاد آورم.<br />
او در جایی از صحبت هایش گفت که تنها چهار امامزاده در ایران هستند که سند و شناسنامه دارند و می توان توسط آن به اصل و نسب واقعی آنها پی برد.<br />
و وقتی نام آن چهار امامزاده را برد درکمال ناباوری دیدم که امامزاده دوست داشتنی من در میان آن چهار تا نبود! نمی دانم چه اتفاقی افتاد اما از آن به بعد هر گاه که به روستا می رفتم و از کنار امامزاده می گذشتم دیگر آن هاله نور را نمی دیدم.گویی صحبت های آن مرد در رادیو هاله ای که همیشه امامزاده مرا در بر گرفته بود را از میان برده بود.جادوی امامزاده بی اثر شد و من دیگر در آنجا شمعی روشن نکردم.<br />
چند سال پیش شنیدم که کسانی شبانه از دیوار پشت امامزاده تونلی حفر کرده اند و به زیر آن راهی پیدا کرده اند و مقدار زیادی اشیا قیمتی را که در زیر امامزاده مدفون شده بود را ربوده اند.<br />
بعدها وقتی در لابلای کتابهای تاریخی پرسه میزدم همیشه در گوشه و کنار می دیدیم که در گذشته ها   معمولا رسم بر این بوده است که اربابان روستاها،بزرگان قبیله و یا حتی فرمانروایان سرزمین ها برای حفظ و نگهداری از سکه های طلا ،پول و یا اشیا قیمتی آنها را در جایی دفن می کردند و بر روی آن مقبره ی جعلی بنا می کردند و آنرا امامزاده می نامیدند تا از گزند راهزنان در امان بماند.<br />
حتی راهزنان هم جسارت چپاول و غارت از مکانهای مقدس را نداشتند. هاله ی نور می تواند بهتر از یک هزار جنگجوی ورزیده از گنجینه ها محافظت کند!<br />
دون ژوان یک اغئاگر بود. او می دانست که چگونه می تواندبر دور خود هاله ای از وهم و خیال ایجاد کند.<br />
به نظر می رسد در دنیایی که ما زندگی می کنیم همه چیز جعلی است.انگار همه مردان «نری»هستند با ظاهری متفاوت و گویی همه زنان «ماده ای » هستند با آب و رنگی متفاوت!<br />
انگار همه در باتلاقی از یکنواختی گیر کرده ایم. هر رابطه ای که آغاز می شود فقط مدت کوتاهی جذابیت دارد. به محض آنکه با تاریخی که بر طرف مقابل ما گذشته است آشنا شدیم و همین که با جغرافیای بدن او آشنا شدیم رابطه جذابیت خود را از دست می دهد.<br />
دون ژوان یک جادوگر است او عصای جادویی خود را برای بیرون آوردن یک خرگوش سفید از درون یک کلاه سیاه و بلند شعبده بازی به کار نمی برد زیرا او یک شعبده باز معمولی نیست. او از عصای جادویی خود برای خلق یک هاله رویایی به دور شخصیت خود استفاده می کند.<br />
دون ژوان همیشه گذشته خود را در هاله ای از ابهام فرو می برد. هیچ زنی به درستی نمی دانست که او کیست، از کجا آمده و چه حوادثی بر او گذشته است.<br />
او دور و بر خود را پر می کرد از سوالهای بی پاسخ و مجهولات پایان ناپذیر و بدین گونه ذهن زن همیشه درگیر یافتن پاسخی برای پرسش های خود درباره ی او بود.<br />
زنان را در همه جا مردان معمولی و پیش و پا افتاده ای محاصره کرده اند که  خواسته ها و تمایلاتشان مانند خواسته های یک پسر 5 ساله حتی پیش از آنکه به زبان آورده شود از چشمانشان آشکار است.<br />
مردان نمی توانند ولع و اشتیاق سیری نا پذیرشان را به زن پنهان کنند و این همان نقطه ضعف همیشگی مردان در بازی پیچیده اغواگری است.<br />
اما دون ژوان یک مرد معمولی و پیش پا افتاده نبود او حتی می توانست از شهوانی ترین تمایلات انسانی خود هم یک غزل عاشقانه بسازد.<br />
او قادر بود تا در  فراسوی مرزهای بدن  یک زن با او وعده دیدار بگذارد. حضور او حتی در غیابش همیشگی و شاعرانه بود.زن در حضور او از این دنیای واقعی و یکنواخت کنده می شد   و اوج می گرفت و در دنیای شگفت آوری نفس می کشید که در آن مرز میان رویا و واقعیت در هم نوردیده می شد.در یک چنین دنیایی «تن» دیگر یک مشت سلول به هم تنیده شده نیست. تن را هاله ای مقدس در بر می گیرد و آنگاه مأمن فرشتگان می شود.<br />
زن در حضور دون ژوان تنها یک بدن زنانه ای نبود که هر مردی بتواند آنرا کشف کند زن در کنار او به فرشته ای آسمانی تبدیل می شد که در هاله ای از نور احاطه شده بود . زن این احساس را تنها آن هنگامی تجربه می کرد که در کنار دون ژوان آرمیده است و زمانی که دون ژوان در کنلرش نبود هر لحظه و هر ثانیه دلتنگ آن حس ماورایی بود و می خواست که هر چه زودتر دوباره آن حس مبهم اما لذتبخش را تجربه کند..<br />
گاگول ها اما همیشه تنها یک «نر» باقی می مانند که در جستجوی یک «ماده» از این سو به آن سوی طویله در تکاپوی مدام هستند. انسان ها فکر می کنند که از دو بعد مادی و معنوی ساخته شده اند.همه می خواهندتا از حصار این دنیای مادی فرار کنند و دنیایی را تجربه کنند که برتر و فراتر از ماده است.گویی این جستجو می تواند به زندگی آنها مفهومی عمیق و شرافتمندانه هدیه کند.<br />
اما به نظر می رسد که هر روز دنیای مادی یک گام به جلو می آید و دنیای معنوی را یک گام به عقب می راند و انسانها در حسرت آن روزهای زیبا که  آسمان پر بود از فرشته ها و جانماز مادر پاکترین و امن ترین جای دنیا بود آهمی کشیدند و افسوس می خوردند.<br />
دون ژوان به تمامی زوایای پیدا و پنهان قلب یک زن آشنا است. او زن را به آنجایی می برد که دیگر مرز مشخصی میان واقعیت و خیال وجود ندارد..آنجا تنها جایی است که عشق می تواند نفس بکشد و آرام آرام جوانه بزند و در اعماق قلب زن ریشه بدواند.<br />
کسب و کارها چه چیزی را می توانند ازدون ژوان بیاموزند؟<br />
برند یا همان نام تجاری در حقیقت چیزی نیست مگر همان حاله ای که به دور محصولات و یا خدمات کشیده شده است.<br />
برند در واقع همان بخش معنوی و یا فرا مادی یک محصول است که نمی توان آن را لمس کرد اما اثرش را می توان حس کرد.<br />
گاگول ها فقط «ماده» می سازند و انرا روانه بازار میکنند . اما دون زوان ها ابتدا یک ماده میسازند  اما سعی می کنند تا به دور آن هاله ای ایجاد کنند تا محصولشان از گزند بی مهری بازار در امان بماند.<br />
تمامی برندهای معروف دنیای کسب و کار همین وگونه هستند.<br />
شما وقتی یک کت و شلوار آرمانی را می خرید هرگز فقط بابت آن ماده شیمیایی که کت و شلوار از آن ساخته شده است پول نمی دهید در واقع شما در حال خریدن یک هاله ی نامرئی هستید که به دور آن کت و شلوار کشیده شده است.<br />
آنگاه وقتی شما آن کت و شلوار را به تن می کنید مانند آن است که آن هاله نامرئی را هم به تن کرده اید.<br />
آن هاله نامرئی در شما حس اعنماد به نفس را ایجاد می کند و آن حس شما را جذاب تر و همچنین موفق تر نشان می دهد.<br />
دون ژوان های دنیای کسب و کار همه در کار آفرینش هاله ای نامرئی به دور کالا و یا خدمات خود هستند.<br />
آنها مرزهای میان واقعیت و خیال را در هم مینوردند و شما را با خود به دنیای شگفت آوری می برند که در آن هر کسی فقط با صرف مبلغی اضافه می تواند یک پرنس و یا پرنسس باشد!<br />
اگر شما هم می خواهید تا یک دون ژوان باشید کالا و خدمات خود را در هاله ای نامرئی بسته بندی کنید و آنگاه آنرا به مشتری عرضه کنید.<br />
به مشتری فقط یک کالا نفروشید بلکه او را در یک تجربه لذتبخش سهیم کنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ertebat.ae/p=756/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شماره 507</title>
		<link>http://www.ertebat.ae/p=758</link>
		<comments>http://www.ertebat.ae/p=758#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Mar 2010 05:00:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ertebat Magazine</dc:creator>
				<category><![CDATA[Archive Issues]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ertebat.ae/?p=758</guid>
		<description><![CDATA[
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><object style="width:600px;height:388px" ><param name="movie" value="http://static.issuu.com/webembed/viewers/style1/v1/IssuuViewer.swf?mode=embed&amp;layout=http%3A%2F%2Fskin.issuu.com%2Fv%2Flight%2Flayout.xml&amp;showFlipBtn=true&amp;pageNumber=80&amp;documentId=100315060203-b0c4ef158184434cba862973afaee2e8&amp;docName=issue507&amp;username=Ertebat&amp;loadingInfoText=Ertebat%20Issue%20507&amp;et=1268672376015&amp;er=63" /><param name="allowfullscreen" value="true"/><param name="menu" value="false"/><embed src="http://static.issuu.com/webembed/viewers/style1/v1/IssuuViewer.swf" type="application/x-shockwave-flash" allowfullscreen="true" menu="false" style="width:600px;height:388px" flashvars="mode=embed&amp;layout=http%3A%2F%2Fskin.issuu.com%2Fv%2Flight%2Flayout.xml&amp;showFlipBtn=true&amp;pageNumber=80&amp;documentId=100315060203-b0c4ef158184434cba862973afaee2e8&amp;docName=issue507&amp;username=Ertebat&amp;loadingInfoText=Ertebat%20Issue%20507&amp;et=1268672376015&amp;er=63" /></object></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ertebat.ae/p=758/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چگونه می توان از یک گاگول یک دون ژوان ساخت</title>
		<link>http://www.ertebat.ae/p=753</link>
		<comments>http://www.ertebat.ae/p=753#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 17:33:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ertebat Magazine</dc:creator>
				<category><![CDATA[Articles]]></category>
		<category><![CDATA[تجارت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ertebat.ae/?p=753</guid>
		<description><![CDATA[در دوران کودکی گویی زمان بی انتهاست. شما برای هیچ چیز عجله ای نداشتید. می توانستید ساعت ها محو تماشای مورچه ای شوید که باخود خرده ای از نان را حمل می کرد.
در کودکی توجه کردن به جزئیات بخشی جدایی ناپدیر از زندگی و سرشت ما بود. همه چیز ما را مسحور می کرد. رنگهای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در دوران کودکی گویی زمان بی انتهاست. شما برای هیچ چیز عجله ای نداشتید. می توانستید ساعت ها محو تماشای مورچه ای شوید که باخود خرده ای از نان را حمل می کرد.<br />
در کودکی توجه کردن به جزئیات بخشی جدایی ناپدیر از زندگی و سرشت ما بود. همه چیز ما را مسحور می کرد. رنگهای جعبه مداد رنگی گویی رنگین کمانی زیبا بود که ما آن را در میان انگشتان کوچک خود گرفته بودیم.<br />
هر گلی را که می دیدیم خم می شدیم و آنرا بو می کردیم.به کوچکترین صدایی که می شنیدیم حساس بودیم و باکنجکاوی سعی میکردیم تا منبع آن صدا را بشناسیم.<br />
همه چیز بر روی زمین ، بر پهنه آسمان ها و یا در اعماق دریاها ما را به شگفتی وا می داشت.<br />
بالهای مگس، پاهای چندش آور سوسک ، دم کنده شده مارمولک،حباب های کف صابون،صدای گوش خراش خالی کردن تیرآهن های ساختمانی و حتی بوی گند کفش ورزشی مان همه و همه ما را به کنجکاوی وامی داشت.<br />
در کودکی هنگامی که ما درگیر جزئیات محیط اطراف خود می شدیم انگار که عقربه های ساعت از حرکت باز می ماندند.<br />
ما دیگر گذشت زمان رااحساس نمی کردیم و این حالت همانند یک خلسه لذت بخشی بود که ما را از بقیه دنیا جدا می کرد.تمام دنیاخلاصه می شد در ما و آن دم کنده شده ی مارمولک که در مقابل چشمان بهت زده ما این طرف و آن طرف می شد. اما کم کم ما بزرگ شدیم و همزمان با آن بر سرعت و شتاب دنیایی که در آن زندگی می کردیم افزوده شد . دیگر گویی همیشه درگیر کمیت عذاب آوری شده بودیم که زمان نام داشت.<br />
دیگر نمی توانستیم وقتی به طرف مدرسه می رویم بایستیم و به ابرهای بهاری که در آسمان بودند نگاه کنیم زیرا اگر دیر به مدرسه می رسیدیم همیشه ناظم مدرسه را می دیدیم که با یک خط کش فلزی بر آستانه در مدرسه ایستاده بود تا با مهربانی به ما کمی وقت شناسی بیاموزد!<br />
امروز دیگر ما بزرگ شده ایم و مانند یک فراری همیشه در گریز به سر می بریم .زمان همیشه و همه جا ما را تعقیب می کند و ما با تمام توان از او می گریزیم.برای همه چیز و همه کاری عجله داریم . وقتی برای ملاقات با کسی به دفتر کار او می رویم پیوسته به ساعت مچی خود نگاه می کنیم تا مبادا از ساعت کارت پارک ما بگذرد که اگر این چنین شود و صددرهم هم جریمه شویم دیگر تمام روزمان خراب می شود.<br />
موعد سررسید چک ها بسیار سریع تر از آن چیزی که فکر می کردیم فرا می رسد و ضربان قلب ما را تندتر می کند.<br />
در این دنیای سرسام آور ما دیگر فرصت کافی نداریم تا به جزئیات بپردازیم ما فقط یک طرح کلی از هر چیزی را در زهن خود داریم ولی موضوع این است که زندگی حقیقی از جزئیات تشکیل یافته است همه چیز در این دنیا بدون در نظر گرفتن جزئیات آن تنها یک توهم ذهنی است.<br />
آیا نخستین باری را که عاشق همسر خود شده اید را  به یاد دارید؟ آن روزها همسر شما تنها یک مرد و یا یک زن نبود او یک آدم منحصر به فرد بود زیرا او را با تمام جزئیاتش می دیدید. هر بار که او را می دیدید یک به یک جزئیات چهره و لباسی را که به تن کرده بود را با کنجکاوی زیر و رو می کردید و متوجه کوچک ترین تغییرات ظاهری و رفتاری آن می شدید. هر بار در او چیز تازه ای کشف می کردید.<br />
وقتی در کنار او بودید گویی زمان از حرکت باز می ایستاد. تمام دنیا خلاصه می شد در شما و او و شما هم خلاصه می شدید در یک  جفت چشم مشتاق که او را به تمامی و با اشتیاق می بلعد!<br />
 در پرداختن به جزئیات همیشه جادویی نهفته است شاید برای آنکه توجه به جزئیات ما را به دنیای جادویی کودکی مان باز می گرداند.جایی که همه چیز شگفتی ساز بود و می توانست ما را سرشار از زندگی کند.<br />
دون ژوان هم یک جادوگر بود او می دانست که چقدر زنان از دنیای امن و لذت بخش دوران کودکی خود فاصله گرفته اند.او می دانست که زنان هم همیشه در فرار و گریز از چنگال بی رحم زمان هستند.دون ژوان با پرداختن به جزئبات و توجه به آنها زنان را به دنیای آرام و شگفتی آور کودکی شان پرتاب می کرد. او با این کار از شتاب کشنده ی ثانیه ها می کاست و زن را در یک خلسه لذتبخش  و سکرآور فرو می برد.<br />
دون ژوان می توانست ساعت ها درباره ی زیبایی ها و جزئیات چشمان معشوقه خود سخن بگوید. او به زن احساس خارق العاده ای را هدیه می کرد که زن در هیچ کجای دیگری تجربه نمی کرد او زن را به چیزی خاص تبدیل  می کرد هر چیزی و حتی یک زن تنها هنگامی تبد یل به یک موجود منحصر به فرد و بی همتا می شود که به کوچکترین جزئیات او پرداخته شود زن در کناردون ژوان احساس بی همتایی می کرد و این همان جادویی بود که همیشه دون ژوان را از تمام مردان دیگری که در زندگی  زن بودند متمایز می کرد.<br />
از سویی دیگر دون ژوان به جزئیات خود نیز بسیار می اندیشید و آنها را به گونه ای خاص متمایز می کرد. لباسی را که به تن می کرد همیشه برای منظوری خاص پوشیده شده بود و نه فقط برای حفاظت او در برابر سرما و گرما.<br />
کلئوپاترا ملکه مصر هم اغواگری بی نظیر بود او هنگامی که می خواست ژولیوس سزار پادشاه یونان را اغوا کند لباسی به تن می کرد که سخاوتمندانه از اسرار سرزمین تن او پرده بر می داشت .اما بعد از مرگ سزار و زمانی که می خواست تامارک آنتونی فرمانروای تازه به قدرت رسیده ی یونان را شیفته ی خود کند همواره لباس هایی به تن می کرد که او را به شکل الهه های قدیمی یونان درمی آورد. او در جزئیات لباسی که به تن می کرد بسیار دقت می کرد و همیشه آنها را ویژه طعمه خود طراحی می کردتا بتواند با درگیر کردن طعمه به جزئیات  ذهن او را از نقشه ای که برایش کشیده بود منحرف کند.<br />
دون ژوان هم مانند کلئوپاترا تمام جزئیات زبانی راکه باآن سخن می گفت و زبان بدن خود و لباسی را که به تن داشت را با هوشمندی یک  اغواگر ماهر طراحی می کرد . او به خوبی می دانست که وقتی طعمه را درگیر جزئیات کند می کند زهن او را از پرداخته تصویر بزرگتر که همان توطئه پلید اغواگری بود باز دارد.<br />
دون ژوان همیشه با نقشه ای ازپیش طراحی شده پا به میدان می گذاشت اما می دانست که طعمه نباید ازنقشه او آگاهی یابد. طعمه می بایست در یک خلسه لذت بخش فرو رود تا دون ژوان بتواند آرام آرام او را  به جایی که می خواهد بکشاند. دون ژوان این کار را با پرداختن به جزئیات و توجه به آنها به انجام می رساند.<br />
دون ژوان با این کار دو هدف را دنبال می کرد نخست آنکه ذهن طعمه را از نقشه ای که در سر داشت منحرف می کرد و از طرف دیگر او را به عالم لذتبخش کودکی باز می گرداند. وقتی طعمه به زمان کودکی خود باز می گردد آنگاه اغوای او کار ساده تری خواهد بود.<br />
جزئیات به همه چیز عمق می بخشد و آنها را از دیگر چیزهای مشابه متمایز و مجزا می کند.بدون توجه به جزئیات هر زنی فقط یک زن است و هرمردی فقط یک مرد ! هر زنی آرزو دارد تا به شکل یک زن متفاوت،یک چیز خاص و یک موجود منحصر به فردو ارزشمند دیده شود. هر مردی که بتوتند این حس را در زن ایجاد کند کلید قلب زن را به دست خواهد آورد.<br />
کسب و کارها چه چیزی را می توانند از دون ژوان بیاموزند؟<br />
گاگول های دنیای کسب و کار دیده نمی شوند زیرا فقط طرحی کلی از یک ایده ی تجاری هستند. مشتری هم در کنارآنها دیده نمی شود زیرا آنها به جزئیات مشتری خود دل نمی بازند! برای آنها مشتری یک آدم معمولی است که باید او را از محتویات جیبش جدا کنند.<br />
اما دون ژوان های دنیای کسب و کار دیده می شوند زیرا پر از جزئیات ریز و درشتی هستند که آنها را از همه ی رقبای خود متمایز می کند.<br />
آنها مشتریان خود را انسان های بی همتایی می دانند که لیاقت آن را دارند تا با تمام دل و جان در خدمت آنها بود. از نگاه دون ژوان های دنیای کسب و کار مشتری یک دسته چک متحرک نیست.<br />
آنها مشتری را با تمام جزئیاتش می بینند و به همین دلیل می دانند تا چگونه حس لذت بخش منحصر به فرد بودن را به مشتری القا کنند.<br />
مایکل دل بنیانگذار شرکت کامپیوتری دل یک دون ژوان است.او حتی کارخانه ساخت کامپیوتر خود را به گونه ای طراحی کرده است که هر مشتری می تواند به طور شخصی به آنها سفارش ساخت یک کامپیوتر با مشخصات منحصر به فردی را ارایه دهد.<br />
«دل » مشتری را اغوا می کند.هر مشتری در کنار «دل» یک سوپر استار است!<br />
 والت دیزنی یک دون ژوان است. پارک تفریحی دیزنی لند یک شگفتی پایان نا پذیر است . وقتی به دنیای جادویی والت دیزنی قدم می گذارید دیگر این مهم نیست که شناسنامه شما با صدای بلند فریاد می زند که شما 60 ساله هستید.در دنیایی که دیزنی آفریده است هر کسی تبدیل به کودک کنجکاوی می شود که شیفته جزئیات خارق العاده اطراف می شود. در سرزمین رویایی دیزنی دیگر زمان در تعقیب شما نیست و می توانید با خیالی آسوده در دنیایی از نور و رنگ و صدا شادمانه بازیگوشی کنید  .<br />
به جزئیات کسب و کار خود خود توجه کنید تا خود را در چشم مشتری از سایر رقبا متمایز کنید. به جزئیات مشتری خود توجه کنید تا در او حس لذتبخش بی همتایی و منحصربه فرد بودن را برانگیزد.عاشق مشتری شوید تا مشتری عاشق شما شود و آنگاه هر دو به یک سفر ماه عسل لذت بخش بروید که در آن زمان از حرکت باز میایستد و همه چیز رنگی ازجاودانگی به خود می گیرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ertebat.ae/p=753/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شماره 506</title>
		<link>http://www.ertebat.ae/p=750</link>
		<comments>http://www.ertebat.ae/p=750#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 20:38:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ertebat Magazine</dc:creator>
				<category><![CDATA[Archive Issues]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ertebat.ae/?p=750</guid>
		<description><![CDATA[
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><object style="width:600px;height:388px" ><param name="movie" value="http://static.issuu.com/webembed/viewers/style1/v1/IssuuViewer.swf?mode=embed&amp;layout=http%3A%2F%2Fskin.issuu.com%2Fv%2Flight%2Flayout.xml&amp;showFlipBtn=true&amp;proShowMenu=true&amp;proShowSidebar=true&amp;pageNumber=100&amp;logo=http%3A%2F%2Fwww.ertebat.ae%2Fimages%2Fertebat_logo.png&amp;logoOffsetX=0&amp;logoOffsetY=0&amp;documentId=100312104824-188668f7d1464ba8b64a206a7f4c3f6c&amp;docName=issue506&amp;username=Ertebat&amp;loadingInfoText=Ertebat%20Issue%20506&amp;et=1268425324734&amp;er=30" /><param name="allowfullscreen" value="true"/><param name="menu" value="false"/><embed src="http://static.issuu.com/webembed/viewers/style1/v1/IssuuViewer.swf" type="application/x-shockwave-flash" allowfullscreen="true" menu="false" style="width:600px;height:388px" flashvars="mode=embed&amp;layout=http%3A%2F%2Fskin.issuu.com%2Fv%2Flight%2Flayout.xml&amp;showFlipBtn=true&amp;proShowMenu=true&amp;proShowSidebar=true&amp;pageNumber=100&amp;logo=http%3A%2F%2Fwww.ertebat.ae%2Fimages%2Fertebat_logo.png&amp;logoOffsetX=0&amp;logoOffsetY=0&amp;documentId=100312104824-188668f7d1464ba8b64a206a7f4c3f6c&amp;docName=issue506&amp;username=Ertebat&amp;loadingInfoText=Ertebat%20Issue%20506&amp;et=1268425324734&amp;er=30" /></object></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ertebat.ae/p=750/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شماره 505</title>
		<link>http://www.ertebat.ae/p=746</link>
		<comments>http://www.ertebat.ae/p=746#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 18:16:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ertebat Magazine</dc:creator>
				<category><![CDATA[Archive Issues]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ertebat.ae/p=746</guid>
		<description><![CDATA[
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><object style="width:600px;height:388px" ><param name="movie" value="http://static.issuu.com/webembed/viewers/style1/v1/IssuuViewer.swf?mode=embed&amp;layout=http%3A%2F%2Fskin.issuu.com%2Fv%2Flight%2Flayout.xml&amp;showFlipBtn=true&amp;pageNumber=76&amp;documentId=100307200125-7162155af8a940e982fede0e66a0d835&amp;docName=issue505&amp;username=Ertebat&amp;loadingInfoText=Ertebat%20Issue%20505&amp;et=1268072111485&amp;er=79" /><param name="allowfullscreen" value="true"/><param name="menu" value="false"/><embed src="http://static.issuu.com/webembed/viewers/style1/v1/IssuuViewer.swf" type="application/x-shockwave-flash" allowfullscreen="true" menu="false" style="width:600px;height:388px" flashvars="mode=embed&amp;layout=http%3A%2F%2Fskin.issuu.com%2Fv%2Flight%2Flayout.xml&amp;showFlipBtn=true&amp;pageNumber=76&amp;documentId=100307200125-7162155af8a940e982fede0e66a0d835&amp;docName=issue505&amp;username=Ertebat&amp;loadingInfoText=Ertebat%20Issue%20505&amp;et=1268072111485&amp;er=79" /></object></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ertebat.ae/p=746/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>صنایع غذایی چطور شما را فریب می دهند؟</title>
		<link>http://www.ertebat.ae/p=673</link>
		<comments>http://www.ertebat.ae/p=673#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 09:39:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ertebat Magazine</dc:creator>
				<category><![CDATA[Health and Beauty]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت]]></category>
		<category><![CDATA[فست فود]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ertebat.ae/?p=673</guid>
		<description><![CDATA[در قرن 21 صنایع غذایی به ساخت و بازاریابی غذاهای غیربهداشتی مشغول است درست به همان شکلی که شرکت های تنباکو تولید سیگار و فروش آن را در قرن 20 ام انجام داد. اما پرخوری تنها بر روی آدمهای چاق اثر نمی گذارد. در حقیقت امروز بیش از 70 میلیون آمریکایی در شرایط پرخوری قرار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در قرن 21 صنایع غذایی به ساخت و بازاریابی غذاهای غیربهداشتی مشغول است درست به همان شکلی که شرکت های تنباکو تولید سیگار و فروش آن را در قرن 20 ام انجام داد. اما پرخوری تنها بر روی آدمهای چاق اثر نمی گذارد. در حقیقت امروز بیش از 70 میلیون آمریکایی در شرایط پرخوری قرار گرفته اند و این مسئله بر روی تمامی وزن ها تاثیر گذاشته است.</p>
<p>شکر، چربی و نمک زیاد<br />
بیشتر غذاهایی که در رستوران سرو می شوند دارای مقدار وسوسه ای کننده ای شکر، چربی و نمک هستند، آنها یا در بطن یک ماده غذایی مثل گوشت، سبزی، سیب زمینی یا نان هستند یا بصورت لایه ای بروی آن و یا هردو. برای مثال:<br />
-داخل سیب زمینی خالی شده و روی آن کاملا سرخ شده است،حالا در داخل آن چند تکه گوشت، سس ترش و پنیر اضافه می شود. نتیجه: چربی روی چربی با مقداری نمک روی آن!<br />
-قسمت های پرچربی تر یک جوجه کاملا سرخ می شود سپس با خامه شیرین یا سس نمکی شده سرو می شود. معمولا&#8221; این جوجه ها در یک واحد صنعتی تولیدی مقداری سرخ می شوند و سپس در رستوران دوباره سرخ می شوند که میزان چربی را دوبرابر می کند. نتیجه: قند بروی نمک بروی چربی. </p>
<p>خوراک راحت جویدنی!<br />
با حذف کردن نیاز به جویدن، تکنیک های غذاسازی مدرن به ما اجازه می دهد که سریعتر غذا بخوریم و کالری بیشتری مصرف کنیم. پردازش گوشت و تولید نوعی غذا که توسط بسیاری از کارخانه ها و رستوران ها استفاده می شود و نوعی غذای بچگانه برای بزرگترها تولید می کند. یک مثال بارز آن که در کشور ما نیز بسیار فراگیر شده، انواع ناگت بخصوص مرغ است به طوری که فیبرهای مفید و استخوان و غضروف از غذا حذف شده است که نیاز به جویدن بیشتر دارند. نتیجه اینکه غذاها سریع و بدون تلاش خورده می شوند.</p>
<p>تحت تاثیر قراردادن مغز<br />
صنایع غذایی به روی معیارهای مختلفی تمرکز می کند تا بر مقاومت ناپذیر بودن غذا از طریق کالری، طعم و راحت الحلقوم بودن، تاثیر بگذارد. به شکلی که برخی از خوراکی ها را تنها به صورت یک سرگرمی جلوه دهد و اینکار را از طریق افزودن انواع خامه ها و سس ها انجام می دهد.<br />
برای مثال میلک شیک یاانواع شکلات ها میل و رغبت و عکس العملی را در مغز ما بر می انگیزند بطوریکه حتی وقتی کاملا سیریم بتوانیم بخوریم. لایه های شکر و چربی و نمک این تاثیر را بروی مغز ما می گذارند.</p>
<p>رستوران ها غذا را به اصطلاح اسمبل می کنند نه اینکه آن را بپزند!<br />
تمامی اجزای غذا از قبیل میگو، سیب زمینی، و ناگت مرغ در هوای سرد، نیتروژن سرد یا دی اکسید کربن سرد، منجمد شده و راه درازی را تا رسیدن به رستوران طی می کنند. معمولا&#8221; قبل از فریز کردن هر قطعه از آنها مقداری سرخ می شود و وقتی به رستوران می رسد قبل از اینکه یخش از بین برود دوباره در روغن سرخ می شود. این سرخ کردن اضافه مقدار زیادی به کالری غذا می افزاید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ertebat.ae/p=673/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تاثیر اشیاء جدبد بر محیط</title>
		<link>http://www.ertebat.ae/p=676</link>
		<comments>http://www.ertebat.ae/p=676#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Mar 2010 09:42:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ertebat Magazine</dc:creator>
				<category><![CDATA[Lifestyle]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ertebat.ae/?p=676</guid>
		<description><![CDATA[به نظر شما امکان داره چيزي وارد يک محيط جديد بشه و روي اون محيط تاثير نذاره؟!!
يه کم صبور باشيد متوجه مي شيد که چي مي خوام بگم،‏ فرض کنيد شما يک عکاس هستيد که خيال داريد از حيات وحش عکس برداري کنيد، فکر مي کنيد آيا حيوانات، رفتار طبيعي خودشون رو نشون ميدن وقتي [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به نظر شما امکان داره چيزي وارد يک محيط جديد بشه و روي اون محيط تاثير نذاره؟!!<br />
يه کم صبور باشيد متوجه مي شيد که چي مي خوام بگم،‏ فرض کنيد شما يک عکاس هستيد که خيال داريد از حيات وحش عکس برداري کنيد، فکر مي کنيد آيا حيوانات، رفتار طبيعي خودشون رو نشون ميدن وقتي که شما رو ببينند؟ يا فرض کنيد مي خواهيد رفتار ماهي هاي قزل آلا رو هنگام تخم گذاري مطالعه کنيد،‏ آيا امکان داره بتونيد بدون اينکه تاثيري بر رفتار طبيعي اون بگذاريد مطالعه رو انجام بديد؟</p>
<p>بر وبچ مديريت از اين تيپ مثال ها خوب سراغ دارند و مي دونند که هرگاه شيء خارج از يک محيط به اون محيط ارائه بشه حتما&#8221; روي اون تاثير داره،‏ مثلا&#8221; براي تعيين ميزان تاثير نور روي کار کارگران آزمايش انجام دادند و دو تيپ کارگر يکسان رو با نور زياد و نور کم به کاري مشابه گماشتند. مي دونيد نتيجه چي شد؟ هر دو گروه با افزايش بهره وري روبرو شدند. مي گن هيچگاه نمي شه الکترون رو مشاهده کرد!‏ مي دونيد چرا؟! چون وقتي نور به اون برخورد مي کنه، به خاطر انرژي نور اون از مسيرش منحرف مي شه!!‏ اين يعني اينکه شيء‏ خارجي (نور) بر عملکرد محيط اثر گذاشته &#8230;<br />
مطالب فوق در مورد انسان ها هم به شدت موثره،‏ يعني هر انساني که در هر جمعي (و هر محيطي) وارد مي شه بر اون تاثير داره، البته نوع و شدت تاثير وابسته به خواست خود فرد هست و تحت اختيار او. مي تونه کم اثر باشه و يا موثر،‏ مي تونه اثر مخرب داشته باشه يا اثر سازنده،‏ مي تونه مولد شادي باشه و مي تونه مسبب غم،‏ مي تونه &#8230; و اينها همه ناشي مي شه از اختيار اون فرد براي اينکه چطور مي خواد به محيط خودش برخورد کنه.</p>
<p>به آسمون نگاه کن. چه رنگيه؟ فکر مي کني که من و تو اون رو به يه رنگ مي بينيم؟ به گل نگاه کن. من و تو به يه اندازه اون رو قشنگ مي بينيم؟ به بهار نگاه کن،‏ من و تو اون رو به يک اندازه لذت بخش مي بينيم؟ چيزي که مسلم هست اينه که من و تو يک آسمان، يک گل و يک بهار رو تجربه کرديم، ولي هر کدوم به برداشت از اونها داشتيم. اين تحت اختيار ماست که اونا رو چطور ببينيم. هر طوري که با محيط برخورد کنيم، محيط هم همونطور باهامون برخورد مي کنه.</p>
<p>گفت آسان گير بر خود کارها،‏ کز روي طبع                      سخت مي گيرد جهان بر مردمان سخت گير</p>
<p>گفتن که از هر دستي که بدي،‏ از همون دست مي گيري!‏ يه دو دو تا چهار تا کافيه تا انسان بتونه روش زندگي خودش رو معين بکنه!‏ حدود 70 تا 90 سال در حالت معمول زندگي مي کنيم. بخواهيم و نخواهيم اينطور نيست که همه شرايط مطابق و موافق با خواست ما باشه (که اگه اينطور بود آدم حوصلش سر مي رفت) پس بايد يک خط مشي رو در برخورد با ناملايمات انتخاب کنه. خط مشي غالب آدم ها اينه که اصلا&#8221; به اين چيزا فکر نمي کنن و وقتي با يه همچين مشکلاتي برخورد کردند خوب معلومه که وضعشون چطور مي شه   و يه گروه ديگه هم هستند که خودشون رو مي بازند    اما گروه ديگري هستند که با مشکلات به عنوان جزئي از زندگي برخورد مي کنند و مي دونند که زندگي با اونا معنا پيدا مي کنه،‏ خيلي وقت ها از ناملايمات درس مي گيرند و اون رو درسي قرار مي دن واسه ساخت آينده بهتر. سعي مي کنن که اين چند وقتي که فرصت دارند رو به بهترين نحو بگذرونند. امور رو با ديد زيبا ببينند. شما اختيار تام داريد که هر مسيري رو دوست داريد انتخاب کنيد. شما به هر جهت عامل موثري هستيد،‏ بخواهيد يا نخواهيد خيلي چيزها از شما تاثير مي گيرند و بر شما تاثير مي گذارند!‏ حالا شما مي تونيد آدمي منفعل باشيد و هر چيز و هر کس زندگي شما رو دستخوش تغيير بکنه و يا آدم فعالي باشيد و با ديدگاه خودتون عالم رو تحت تاثير قرار بديد. هرگاه ديد مثبت به زندگي رو در دستور کار قرار بديد و راه و روش مناسب ارتباط با ديگران رو پي بگيرد، مطمئن باشيد که از زندگي لذت بيشتري خواهيد برد. انتخاب مثبت انديشي تحت اختيار شماست. مي تونيد تاثير منفي انديشي رو ببينيد و بعد مثبت انديشیدن رو انتخاب کنيد.<br />
هميشه شاد باشيد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ertebat.ae/p=676/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اگر خواستيد فست‌فود بخوريد</title>
		<link>http://www.ertebat.ae/p=670</link>
		<comments>http://www.ertebat.ae/p=670#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Mar 2010 09:37:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ertebat Magazine</dc:creator>
				<category><![CDATA[Health and Beauty]]></category>
		<category><![CDATA[فست فود]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ertebat.ae/?p=670</guid>
		<description><![CDATA[•	با توجه به سرعت بالاي زندگي و مشغله انسان امروز همچنين مواجهه با محدوديت منابع غذايي توأم با رشد روزافزون جمعيت، بشر ناگزير از به کارگيري غذاهاي نيمه آماده و فست‌فودي به نظر مي‌رسد. سرعت در طبخ و قابليت تهيه با امکانات ابتدايي از جمله امتيازات مهم اين فرآورده‌هاست. پروتئين يک رکن ضروري رژيم غذايي [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>•	با توجه به سرعت بالاي زندگي و مشغله انسان امروز همچنين مواجهه با محدوديت منابع غذايي توأم با رشد روزافزون جمعيت، بشر ناگزير از به کارگيري غذاهاي نيمه آماده و فست‌فودي به نظر مي‌رسد. سرعت در طبخ و قابليت تهيه با امکانات ابتدايي از جمله امتيازات مهم اين فرآورده‌هاست. پروتئين يک رکن ضروري رژيم غذايي انسان است و در اين ميان نمي‌توان سهم پروتئيني فرآورده‌هاي گوشتي را ناديده گرفت&#8230;<br />
فرآورده‌هاي گوشتي در يک نگاه<br />
سوسيس و کالباس بخش اعظم مصرف فرآورده‌هاي گوشتي کشورمان را تشکيل مي‌دهد. از لحاظ تکنولوژيک تفاوت چنداني بين دو محصول وجود ندارد و اختلاف آنها به قطر، درصد رطوبت و مقدار و نوع گوشت، چربي، فرمول مواد افزودني و چاشني و ادويه‌جات برمي‌گردد. شايد جالب باشد بدانيد که در اين صنعت فوررمولاسيون ادويه جات از اهميت بالايي برخوردار است. روشي که براي ماندگاري اين فرآورده‌ها معمول است استفاده از نگهدارنده‌هایی همچون نيتريت سديم و نمک است. اين مواد از رشد ميکروب‌ها و به ويژه انواع بي‌هوازي مثل کلستريديوم جلوگيري مي‌کنند و نيز در ايجاد رنگ صورتي و طعم و بوي گوشت سوسيس و کالباس مؤثر هستند. از آنجايي که در محصولاتي همچون همبرگرها و برخي کباب لقمه‌ها از روش انجماد به عنوان ماندگاري و حفاظت از فساد استفاده مي‌شود، اصولاً نگهدارنده‌ها کاربرد ندارند و البته در اين نوع فرآورده‌ها مدت زمان نگهداري بايد کمتر باشد. حد مجاز استعمال نيتريت در سوسيس و کالباس حدود 120 پی پی .‌ام يا قسمت در ميليون است. به دليل واکنش و ترکيب احتمالي نيتريت با آمين‌ها موادي تحت عنوان نيتروزامين‌ها پديد مي‌آيد که ماده‌اي سرطان‌زا شناخته شده است. اين واکنش تحت تأثير ميکروب‌هاي روده و در شرايط اسيدي و حرارت بالا تسهيل مي‌شود. البته آنتي‌اکسيدان‌هاي موجود در اين فرآورده‌ها، تاحدي از عوارض احتمالي نيتريت در اثر استفاده بي‌رويه را خواهد کاست.<br />
به دانشجويان و شاغلين غيربومي نيز توصيه مي‌شود اگر مجبور به استفاده بيشتر از اين محصولات هستند، مصرف سبزيجات و ميوه‌هاي تازه را فراموش نکنند.<br />
نکات بهداشتي<br />
ـ ميزان استفاده از اين فرآورده‌ها بايد مطابق برنامه باشد.<br />
ـ  هميشه در خريد فرآورده‌هاي گوشتي نسبت به تاريخ توليد و انقضاء، علامت استاندارد و پروانه بهداشتي محصول کنجکاو باشيد و از مراکز معتبر خريد کنيد.<br />
ـ دقت کنيد پوشش محصولات و به ويژه سوسيس پاره يا چروکيده نباشد.<br />
ـ  در هنگام طبخ يا سرو نسبت به قوام، رنگ و بوی محصول حساس باشيد. لزج بودن نشانه خوبي نيست.<br />
ـ  براي تهيه کالباس يا ژامبون برآوردی از نياز خود داشته باشيد. اين محصولات را نبايد به مدت طولاني نگه ‌داشت. خريد به ميزان يک يا دو وعده مصرف مناسب است.<br />
ـ  يکي از معيارهاي انتخاب شما در مورد فرآورده‌های گوشتی مطلوب، مي‌تواند درصد گوشت آن باشد. مطمئناً درصد گوشت بالا در کيفيت محصول تأثيرگذار خواهد بود.</p>
<p>دکتر يحيي شفيعي &#8211; دستيار تخصصي بهداشت مواد غذايي و عضو هيات علمي دانشگاه آزاد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ertebat.ae/p=670/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چگونه می توان از یک گاگول یک دون ژوان ساخت ؟ &#8211; قسمت نهم</title>
		<link>http://www.ertebat.ae/p=742</link>
		<comments>http://www.ertebat.ae/p=742#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Mar 2010 09:01:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ertebat Magazine</dc:creator>
				<category><![CDATA[Articles]]></category>
		<category><![CDATA[تجارت]]></category>
		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ertebat.ae/?p=742</guid>
		<description><![CDATA[یکی  از مزایای زندگی کردن در خانه ای کوچک این است که وقتی بچه هستید و پدر و مادر از شما می خواهند که سر ساعت بخوابید اما شما می خواهید فیلم آخر شب تلویزیون را ببینید این امکان با کمی شیطنت برایتان فراهم است که به مراد دل خود برسید!
من و یکی از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی  از مزایای زندگی کردن در خانه ای کوچک این است که وقتی بچه هستید و پدر و مادر از شما می خواهند که سر ساعت بخوابید اما شما می خواهید فیلم آخر شب تلویزیون را ببینید این امکان با کمی شیطنت برایتان فراهم است که به مراد دل خود برسید!<br />
من و یکی از برادرانم همیسشه مشمول این تحریم می شدیم. یعنی باید قبل از ساعت 9 شب به رختخواب برویم و بخوابیم. اما همیشه تلویزیون بهترین فیلم های خود را درست در همان ساعت نمایش می داد.<br />
من و برادرم هم همیشه خود را زیر پتو مخفی می کردیم و وانمود می کردیم که خواب هستیم اما با انگشت خود کمی گوشه پتو را بالا می دادیم آنقدر که بتوانیم یک چشمی صفحه جادویی تلویزیون را ببینیم. تلویزین سیاه و سفیدی با درهای چوبی کشویی که هنوز هم درگوشه ای از  انباری خانه یدری خاک می خورد و آخرین روزهای عمر خود را در ارامش سپری می کند.<br />
فیلم های مورد علاقه من در آن زمان فیلم های کارکردان سرشناس آلفرد هیچکاک بود. فیلم های از پر از تعلیق و پر از شگفتی بود.<br />
شما هرگز نمی توانستید حدس بزنید که صحنه بعدی فیلم قرار است که شما را با خود به کجا ببرد.<br />
گاه در همان ابتدای فیلم قتلی اتفاق می افتاد . ظن و گمان شما به هر کسی می رفت جز قاتل واقعی که فقط در انتهای فیلم پرده از چهره حقیقی اش به کنار می رفت.<br />
علاقه آدمی به شگفت و تعلیق به دوران کودکی او بر می گردد.<br />
آیا توجه کرده اید که دوست داشتنی ترین بازی برای نوزادان کدام بازی است؟ بازی به ظاهر ساده ای که حتی نوزاد چند ماهه را هم به خندیدن وا می دارد . تا آنجا که من می دانم اسم این بازی در زبان فارسی «دالی بازی» است. شما چهره خود را با کف دست پنهان می کنید و هر بار به سمت چپ یا راست سر خود را خم می کنید و یک شکلک عجیب غریب از خود در میآورید و هم زمان با ظاهر کردن چهره خود کلمه جادویی «دالی» را هم به زبان می اورید.<br />
به راستی در این کار احمقانه و ساده چه جادویی نهفته است که کودک نوزاد از خنده روده بر می شود؟<br />
در حقیقت آنجه اتفاق می افتد این است که نوزاد با تعجب و شگفتی به بشت دستان شما خیره می شود اما نمی تواند حدس بزند که چهره شما ا ز کدام سمت بیرون می آید و صورت شما چه ژستی به خود می گیرد. ابروهای شما بالا می رود ، چشمان شما از حدقه بیرون می زند و خطوط چهره شما تغییر می کند و هر بار که این کار را تکرار می کنید تغییری هرچند اندک در چهره و خطوط صورت شما رخ می دهد و این درست همان جادوی ناشناخته «دالی بازی» است.<br />
نوزاد در یک دلهره لذتبخش معلق می ماند . او نمی تواند حدس بزند که حرکت بعدی شما چیست. قلب کوچک او تندتر میزند ، نفس در سینه اش حبس می شود و ناگهان چهره شما با شکلی جدید از پشت پرده ی نمایش دستانتان نمایان میشود و کودک از خنده لبریز میشود.<br />
بار دیگر که نوزادی را دیدید این آزمایش را بر روی او انجام دهید . سعی کنید تا همین بازی مهیج «دالی بازی» را با شکل دیگری انجام دهید.این بار صورت خود را بدون شکلک و هر بار شبیه بار قبل از پشت دستتان ظاهر کنید. مطمئن باشید که نوزاد  خمیازه می کشد و با شیشه شیر خود سرگرم می شود و حضور شما را از  یاد می برد.<br />
در حقیقت آدم ها حتی از دوران نوزادی عاشق این هستند که لذت گنگ و مبهمی را تجربه کنندکه فقط با «شگفت زده شدن» به آن می رسند. اینکه ندانند حرکت بعدی چیست، اینکه سوربرایز شوند و اینکه از این روزمرگی که درگیر آن هستند نجات یابند.<br />
دون ژوان استاد این بود که بتواند زنان را شگفت زده کند . او به خوبی می دانست که درست در همان لحظه که زنان بتوانند حرکات آینده شما را پیش بینی کنند برای آنها تبدیل به یک مرد کسل کننده ای می شوید که دیگر هیچ جذابیتی ندارد.<br />
دون ژوان طعمه خود را همانند آلفرد هیچکاک همیشه در حالت تعلیق نگاه می داشت. زنان نمی توانستند حدس بزنند که حرکت بعدی او چیست.دون زوان گاه همانند یک قدیس پاک و نجیب می نمود و گاه همچون گرازی نر ،شهوتی حیوانی را از خود به نمایش می گذاشت. زمانی همچون یک فیلسوف در افکاری عمیق غرق می شد و زمانی دیگر مانند کودکی در کنار ساحل به بازیگوشی سرگرم می شد. گاه شمشیر به دست می گرفت و با خشمی آتشین رقیب عشقی خود را به مبارزه فرا می خواند و گاه با ظرافت یک جنتلمن واقعی شنل خود را زیر پای معشوق پهن می کرد تا کفش های زیبایش گلی و کثیف نشود.<br />
دون ژوان می دانست که اغواگری حاصل یک شانس و تصادف نیست  بلکه بازی کاملا حساب شده ای است که باید با مهارت بازی شود. به همین خاطر او شگفتی هایی را طراحی می کرد و در زمان مناسب همچون جادوگری افسونگر در مقابل چشمان بهت زده ی معشوقه ی خود آنرا به اجرا در می آورد.<br />
دون ژوان به خوبی آگاه بود که آینده از آن کسانی است که آنرا می سازند نه آنانی که آینده خود را به دست تقدیر می سپارند.<br />
دون ژوان ستایشگر فروتن یک تقدیر نبود، او مانند یک معمار چیره دست آینده را آجر به آجر در کنار هم قرار می داد و آنرا با دستان توانای خود می ساخت.<br />
او همیشه یک برگ آس را در جایی از آستین خود پنهان نگاه می داشت و فقط آن را هنگامی رو می کرد که بخواهد طعمه خود را مبهوت و شگفت زده کند.<br />
این گونه رفتار نیاز به صبر و حوصله دارد. هر کسی نمی توتند مانند دون ژوان رفتار کند.<br />
گاگول ها از ترس آن که طعمه را از دست بدهند خیلی سریع روح خود را در مقابل طعمه خود عریان می کنند. به همین دلیل از آن پس دیگر هیچ جذابیتی برای زن ندارند.<br />
دون ژوان اما طعمه خود را به سفری می برد که فقط خودش می دانست که مقصد آن کجاست و به همین دلیل هم کنترل زن را در دست می گرفت.<br />
دنیا آن گونه که ما عادت کرده ایم در آن زندگی کنیم مکان کسل کننده ای است. همه چیز برای ما قابل پیش بینی است. فردا معمولا تکرار خسته کننده ی همین امروز است . ملودی زندگی اکثر آدم ها صدای بی صدای یک خمیازه  پایان ناپذیر است.<br />
اما دون ژوان با ایجاد شگفتی هایی حساب شده این سکوت رخوتناک را در زندگی زنان در هم می شکست و آن ها را در تجربه لذتبخش آینده ای که قابل پیش بینی نبود شریک می ساخت.<br />
زن که همیشه در پشت پنجره ی باران زده ی اتاق سرد و ساکت خود در یک رخوت عذاب آور و کشنده به انتظار نشسته بودکه  ناگهان با دون ژوان پا به دنیای اسرار آمیزی می گذاشت که در آن هیچ چیزی قابل پیش بینی نبود. دنیایی که در آن ثانیه هایش دیگر تکرار مکرر یک نت نبودند بلکه هر کدام نت های متفاوتی بودند که در کنار هم سنفونی با شکوه و خیال انگیزی را خلق می کردند که زن را شیفته خود می کرد و او را مبهوت و شگفت زده در پی دون ژوان به حرکت در می آورد.<br />
کسب و کارها چه چیزا را می توانند از دون ژوان بیاموزند؟<br />
گاگول های دنیای کسب و کار همیشه همانی هستند که بودند! محصولات آنها و یا خدماتی که عرضه می کنند مانند یک خمیازه طولانی است که مشتری را کسل می کند.<br />
مشتری باید شگفت زده شود. مشتری مانند همان نوزادی است که دوست دارد با شما «دالی بازی» کند.اما وقتی می بیند که شما هر بار با همان چهره همیشگی ظاهر می شوید از شما خسته می شود. مشتری می خواهد هر بار که شما را می بیند یک شکلک جدید از خود در آورده باشید! با این کار او لذت می برد و وقتی مشتری از با شما بودن لذت ببرد انگاه به دنبال شما  به هر جایی که او را ببرید می آید.<br />
نو آوری و خلاقیت جادوی کسب و کارها در زمانه ای است که من و شما در آن به سر می بریم. شما باید همانند دون ژوان که می دانست چگونه زنان را از رخوت و کسالت زندگی روزمره رهایی بخشد مشتری خود را شگفت زده کنید و کاری کنید که او از ملال و یکنواختی کسب و کارهایی که او را احاطه کرده اند رهایی یابد و به دنیای نو و شگفت انگیز شما پا بگذارد.<br />
کریستیانو رونالدو در دنیای فوتبال یک دون ژوان است. شما نمی توانید حرکت بعدی او را در زمین فوتبال حدس بزنید. او تماشاگر را مبهوت می کند و به همین خاطر گرانقیمت ترین فوتبالیست جهان است.<br />
استیو جابز در اپل یک دون ژوان است او همیشه با محصولات خود مشتری را مبهوت و شگفت زده می کند و به همین خاطر یک پیشگام است.<br />
روبرتو کاوالی یک دون ژوان عالم مد است. او می داند که چطور با طراحی های خلاقانه خود چشمان بیننده را خیره کند.<br />
هر جا هستید و هر چه می کنید سعی کنید تا مشتری را با ارائه کالا و یا خدمات نو آورانه خود به شگفتی وادار کنید، آنگاه خواهید دید که چگونه مشتری ها با دست و دلبازی خود شما را به شگفتی وا خواهند داشت!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ertebat.ae/p=742/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>صرافی مصرکانلو</title>
		<link>http://www.ertebat.ae/p=737</link>
		<comments>http://www.ertebat.ae/p=737#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Mar 2010 08:04:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Ertebat Magazine</dc:creator>
				<category><![CDATA[صفحات اختصاصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ertebat.ae/?p=737</guid>
		<description><![CDATA[
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.ertebat.ae/wp-content/uploads/2010/03/MesrKanloo-504.jpg"><img src="http://www.ertebat.ae/wp-content/uploads/2010/03/MesrKanloo-504.jpg" alt="" title="MesrKanloo---504" width="600" height="876" class="aligncenter size-full wp-image-739" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ertebat.ae/p=737/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
