0

چگونه می توان از یک گاگول یک دون ژوان ساخت ؟ – قسمت بیست و سوم



اغواگری دنیایی کاملاً متفاوت با دنیایی است که در اطراف ما در جریان است . اغواگری دنیایی است که فقط در ذهن طعمه و شکارچی در جریان است .
اغواگری دنیایی حقیقی است نیست اما با این حال از دنیای حقیقی ” واقعی تر ” به نظر می رسد . این دنیای کاملاً متفاوت اغواگری قوانین خود را دارد . قوانینی که گاه در دنیای واقعی مسخره و یا احمقانه به نظر می رسد .
در بسیاری از اوقات قوانین حاکم بر دنیای اغواگری در تضاد کامل با قوانین دنیایی است که در آن زندگی می کنیم .
در دنیایی که در آن زندگی می کنیم کم کم می آموزیم که مهربان باشیم و سیاستمدارانه رفتار کنیم . یا لااقل اینگونه به نظر بیاییم .
حتی کسانی که در جامعه صاحب قدرت و اقتدار هستند تمام سعی خود را می کنند که میانه رو و متعادل به نظر برسند . آنها از اعمال قدرت به شکل مستقیم پرهیز می کنند و معمولاً سعی می کنند تا دیگران را از خود نرنجانند .
دنیای اغواگری اما دنیایی متفاوت است . دون ژوان این را می دانست و به همین خاطر وقتی به سراغ طعمه می رفت تمامی آن قوانین حاکم بر دنیای واقعی را به دست فراموشی می سپرد و فقط قوانین حاکم بر دنیای اغواگری را به کار می برد .
دون ژوان ترسی از آن نداشت که طعمه بیچاره به نیمه تاریک روح او پی ببرد . حتی به نظر می رسید که از نمایش دادن آن نیز لذت می برد . در دنیای واقعی ما همه نقابی به چهره داریم . نقابی که روح ما را زیباتر نشان می دهد .
دون ژوان پس از آنکه بر بی اعتمادی و بدگمانی زن غلبه می کرد دیگر ترسی از آن نداشت که روح خود را در برابر او عریان کند .
تصویر ما بدون نقاب شاید کمی ترسناک و دلهره آور باشد اما بدون شک منحصر بفرد و جذاب تر از تصویر آن نقابی است که به چهره داریم و خود حقیقتی ما را از نگاه دیگران پنهان می کند .
به طور معمول هر کسی پس از چندین سال زندگی در کنار دیگران و تربیت شدن در سیستم آموزشی جامعه تبدیل به موجودی همسان و هم شکل با دیگران می شود .
در عصری که ما در آن بسر می بریم انسانها به شکل آدمک های شبیه به هم در آمده اند که از فرط خوبی تهوع آور به نظر می رسند !
آنها انسانهای متمدن و فرهیخته ای هستند که در آسانسور به هم لبخند می زنند ، در ماشین را برای زنان باز می کنند ، با ملایمت و مهربانی سخن می گویند و همیشه با احترام با دیگران رفتار می کنند .
اما با این حال انگار در این میان چیزی گم شده است . در حقیقت تراژدی زندگی ما این است که هویت منحصر بفرد خود را از دست داده ایم . ما از ترس قضاوت شدن توسط دیگرانی که در اجتماع با آنها زندگی می کنیم تبدیل به چیزی بی هویت می شویم . ما شبیه به همه می شویم و همه شبیه ما !
اما با این حال همیشه تنفری از این وضعیت در گوشه ای از قلب ما لانه کرده است .
در زندگی ما می خواهیم گاهی از خشم فریاد بزنیم ، می خواهیم با مشت گره کرده به دهان کسی بکوبیم که به ما بی احترامی کرده است ، می خواهیم در خیابان بادبادک هوا کنیم و مانند یک کودک شادی کنیم اما همواره خود را سا نسور می کنیم و البته بابت این کار هرگز خودمان را نمی بخشیم .
ما جرأت اینکه خودمان باشیم را نداریم و در عین حال حالمان از دیگرانی هم که خودشان نیستند به هم می خورد . ما همیشه در جستجوی کسی هستیم که خودش باشد . کسی که ترسی از قضاوت شدن توسط دیگران را نداشته باشد .
دون ژوان یک اغواگر بود . به همین خاطر با شجاعت روح وحشی خود را در مقابل چشمان بهت زده زن عریان می کرد . زیرا می دانست که حتی اگر آنچه که زن در مقابل دیدگان خود می بیند زیبا نباشد اما با این حال ” اصلی ” است . یک هویت منحصر به فرد ، یک روح بدون نقاب . یک غریزه اصلی است .
این روح وحشی عریان شده زیباترین تصویری است که همیشه در پشت نقاب از نظرها پنهان می ماند .
این غریزه اصلی همانند تابلوی لبخند ژکوندی است که با یک عکس زیبای روتوش شده پنهان شده باشد .
دون ژوان این نقاب زیبا را به کناری می زند تا شاهکار واقعی دیده شود .
دون ژوان می دانست که یک عمل جسورانه حتی اگر کمی برای زن آزار دهنده و رنج آور باشد اما معمولاً از نگاه او اغواگرانه و تحریک آمیز است .
دون ژوان مرد لحظه ها بود . او می دانست که زمان مناسب برای این مرحله از اغواگری چه زمانی است . شاید در ابتدای رابطه این چنین اقدامی به فرار طعمه بیانجامد اما وقتی زمان مناسب از راه برسد چنین عملی همیشه باعث می شود که دیگر برای همیشه زن به زیر سلطه برود .
اغواگری همانند صحنه یک رقص والس دو نفره است . در رقص والس هر دو نفر همزمان نمی توانند رهبری و هدایت رقص را به عهده بگیرند . همیشه باید یکی حرکت کند و آن دیگری از او پیروی کند .
در رقص اغواگری دون ژوان کسی بود که همیشه زن را هدایت می کرد و نا خودآگاه زن از پی حرکات او به رقص می آمد و از او دنباله روی می کرد .
دون ژوان می دانست که چگونه در لحظه مناسب و با انجام یک عمل جسورانه زن را از دنیای تکراری و کلیشه ای که در آن خمیازه می کشد به یک دنیای ذهنی اما جذاب و اغواگرانه پرتاب کند .
این دنیا حتی اگر کمی دلهره آور و یا دردناک باشد باز هم بهتر از آن درد کشنده زندگی کسالت باری است که زن دچار آن است .
در این دنیا هیچ چیزی عذاب آورتر از دیدن آدم هایی نیست که با نقابی متظاهرانه خود را پنهان کرده اند .
دون ژوان اما با برداشتن این نقاب در لحظه ای خاص زن را به لذت کشف روح وحشی می رساند که در آنسوی نقاب پنهان شده بود . این چنین لذتی یک لذت خالص است که زن به ندرت در زندگی آنرا تجربه می کند .
البته بر داشتن نقاب از چهره شهامتی می خواهد که گاگول ها فاقد آن هستند . به همین خاطرآنها ” بچه مثبت ” قصه زندگی زن باقی می مانند اما مرد رویای قصه زندگی زن کسی نیست مگر دون ژوان … مردی بدون نقاب ، مردی با غریزه اصلی !
کسب و کار ها چه چیزی را می توانند از دون ژوان بیاموزند ؟
سالها پیش تعدادی گاگول در شرکت کوکا کولا تصمیم گرفتند تا طعم و مزه نوشابه خود را بهتر کنند .
آنها با صرف هزینه زیاد و تحقیقات فراوان طعم اصلی کوکاکولا را کمی تغییر دادند و آنرا کمی شیرین تر کردند . آنگاه نوشابه جدید را که با نام New Coke نامیده می شد را روانه بازار کردند .
تحقیقات بازار نشان می داد که طعم نوشابه جدید بهتر از نوشابه اصلی است . آنها نوشابه جدید را در شیشه ای بدون نام ریختند و نوشابه اصلی را در شیشه بدون نام دیگری و آنگاه از پرسش شوندگان خواستند تا آن دو نوشابه را بچشند و نظر خود را درباره طعم آنها بدهند . تقریباً همه پرسش شوندگان اضهار داشتند که نوشابه جدید طعم بهتری دارد .
آنگاه گاگول های شرکت کوکاکولا با طرف صدها هزار دلار دیگر نوشابه New Coke را وارد بازار کردند . اما در کمال شگفتی دیدند که نوشابه اصلی بسیار پر فروش تر از نوشابه خوش طعم جدید است !
به نظر می رسید که همه بدنبال طعم اصیل بودند نه طعم بهتر ! در نگاه مردم هر چیز اصیلی ارزشمندتر از یک چیز غیر اصیل و بدون هویت است حتی اگر آن چیز بهتر باشد .
شما هم بجای آنکه کسب و کار و یا محصولات خود را بهتر کنید سعی کنید تا آنرا اصیل و ” متمایز” کنید زیرا که اصالت داشتن و متمایز بودن اغواگرایانه تر از صرفاً کمی بهتر بودن است .

VN:F [1.9.12_1141]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

لیست شرکت های ایرانی معتبر در امارات
لیست شرکت های ایرانی معتبر در امارات

About the Author

Ertebat Publications in Dubai. The first and best Iranian magazine.

Leave a Reply

You must be logged in to post a comment.