چگونه می توان از یک گاگول یک دون ژوان ساخت ؟ – قسمت چهارم
گاه زندگی به ما چیزهایی را می آموزد که حاضریم برای ندانستن آنها تمام زندگی خود
را بدهیم !
شاید برای آنکه همه ما در ابتدا معصوم و بی گناه به دنیا می آییم و احساس می کنیم
که دنیا نیز همانند آغوش مادر مکان امن و پاکی است که همه در آن قلب هایی آکنده از
مهرو محبت دارند . اما به مرور زمان و هر آنقدر که بیشتر از دامان پر مهر و محبت
مادر فاصله می گیریم ، زندگی چهره دیگر خود را به ما نشان می دهد . دنیایی که در
آن فریب و نیرنگ سکه رایج زمانه است .
زمانه ای که من و شما در آن زندگی می کنیم زمانه ایست که حتی فرشته ها هم باید در
سر کلاس درس شیطان بنشینند . نه برای آنکه شیطان شوند تنها برای آنکه بتوانند
فرشته باقی بمانند ! چاره ای نیست باید حیله ها و نیرنگ ها را شناخت تا فریب نخورد
و همزمان تمام سعی خود را کرد تا در این مسیر معصومیت خود را از دست نداد .
زنان معمولاً جذب مردانی می شوند که زنان دیگر هم به طرف آنها متمایل می شوند .
کمتر زنی را می توان یافت که به مردی علاقه مند باشد که نگاه زن دیگری به دنبال او
نیست . این در نهاد آدمی است که همیشه همان چیزی را تمنا می کند که دیگران هم
آرزویش را دارند .
گاگول ها از درک این حقیقت عاجزند . آنها همیشه ” بچه مثبت محل ” باقی می مانند .
زنان وقتی می خواهند درباره او صحبت کنند پشت چشم نازک می کنند و با لبخند می
گویند :” آخی ! طفلکی پسر خیلی خوبیه ، مثل برادرم می مونه !”
گاگول پسر خوبی است اما همیشه و برای هر زنی مثل یک برادر مهربان باقی می ماند !
گاگول با بهت و حیرت به معشوقه خیالی خود نگاه می کند که چطور با ناز و ادا سوار
ماشین ” پسر عوضی محله ” می شود . گاگول با دیدن این صحنه در دل به بخت خود
لعنت می فرستد در حالی که این سوال مثل خوره تمام وجودش را می خورد که آخر چرا ؟
چطور می شود که “لیلای من” با این پسر آشغال دوستی کند؟ مگر این همان پسر
عوضی و هرزه ای نیست که پیش از این با دوست لیلا دوست بود ؟
گاگول نمی تواند درک کند که چرا لیلای او با دوست پسر صمیمی ترین دوست خودش
دوست شده است و از این بابت ناراحت هم نیست !
اما دون ژوان علت رفتار زنان را می داند زیرا که او بازیگر توانا و چیره دست دنیای
اغواگری است . دون ژوان میداند که آن کسی ” خواستنی تر ” است که دیگران هم او را
بخواهند . به همین خاطر مردی که مرکز توجه زنان است بیش از دیگر مردان از شانس
شکار کردن طعمه بر خوردار است .
اگر تعداد زیادی از زنان به مردی توجه دارند لابد دلیلی دارد . البته نه اینکه همیشه و
در حقیقت هم اینگونه باشد اما چه کسی به “حقیقت ” کار دارد . ما با “تصورات” خود
زندگی می کنیم . دون ژوان خود را در مرکز اجتماعات زنان قرار می دهد . او صفحه
فیس بوک خود را پر می کند از عکس های دختران زیبا . این کار سختی نیست .کافی
است تا کمی وقت صرف این کار کند آنگاه وقتی به فهرست دوستان او نگاه می کنید
عکس های بیش از هزار دختر را می بینید که گویی برای مجله مد گرفته شده است !
دختران دیگر وقتی لیست دوستان دون ژوان را می بینند احساس می کنند که او چه
پسر پر تمنا و پر جاذبه ای در میان دختران است و سپس او را به لیست خود اضافه
می کنند و آنگاه باقی ماجرا اتفاق می افتد .
ما موجودات اجتماعی هستیم که به شدت تحت تأثیر نظرات و عقاید سایر مردم قرار
می گیریم . وقتی رنگی مد می شود دیگر به آن نگاه نمی کنیم که این رنگ به ما می آید
یا نمی آید ؟ ما ترجیح می دهیم تا همرنگ جماعت شویم و با خود فکر می کنیم که مگر
می شود تا همه اشتباه کنند .
در جامعه انسانی ” خواستنی بودن ” بیشتر از اینکه یک حس و یک دریافت فردی باشد
یک فشار و یک اجبار اجتماعی است که از سوی توده مردم به فرد فرد ما وارد می شود
و ما را ناگزیر از پذیرش آن می کند .
دون ژوان می داند که بهترین راه برای جلب توجه طعمه خود این است که به او نشان
دهد که چقدر مورد توجه دیگر زنان است . انسان ذاتاً موجودی رقابتی است که بیشتر
تمایل دارد بجای آنکه خود چیزی را بدست آورد آن را از دست دیگری بقاپد !
آیا دیده اید که وقتی نوزادی جدید بدنیا می آید چگونه و با چه خشونتی خواهر پنج
ساله او تمام سعی خود را می کند تا توجه پدر و مادر را به هر قیمتی که شده بسوی
خود جلب کند .
حتی یک کودک معصوم هم بر سر بدست آوردن توجه والدین خود با برادر و خواهر
نوزاد خود به جنگ بر می خیزد و گاهی این جنگ یک جنگ تمام عیار است که با زدن
، کشیدن موی سر و گاز گرفتن همراه است !
دون ژوان به تاریکی های نهاد انسان ها آگاه است . او زنان را مجبور می کرد تا بر
سر تصاحب او به جان هم بیفتند زیرا این راه را بهترین تاکتیک برای پیروزی در جنگ
اغواگری می دید.
دون ژوان خود را به شکل جایزه ای ارزشمند در آورده بود که فقط نصیب زنانی
میشد که برای رسیدن به او سختی هر جنگی را به جان خریده باشند .
تاکتیک دون ژوان در نبرد اغواگری این بود که معمولاً یک مثلث عشقی به راه می
انداخت و خود در راس یک زاویه قرار می گرفت و دو زن را در دو زاویه دیگر مأوا می
داد . آنگاه طوری رفتار می کرد که گویی برسر یک دو راهی مانده است و نمی داند که
کدامیک را باید انتخاب کند و کدام زنی است که بخواهد در جنگی تن به تن با یک
رقیب به او ببازد ؟
آنگاه این دیگر آن طعمه های بیچاره بودند که تمام سعی خود را می کردند تا دون
ژوان را به چنگ آورند و دون ژوان در کناری می ایستاد و منتظر می ماند تا فاتح این
نبرد پیروزمندانه به سوی او بیاید . و این هوشمندانه ترین راه شکار است . زیرا دیگر
این شکارچی نیست که از پی طعمه می رود بلکه این طعمه است که خود را با کمال
میل در میان بازوان شکارچی پرتاب می کند .
دون ژوان مردی نبود که به راحتی بتوان به او دست یافت . او در میان ابرها می
زیست و کیست آن زنی که آرزوی زندگی بر فراز ابر ها را نداشته باشد ؟
راز چهارم : مثلث عشقی درست کنید !
… و این چهارمین رازی بود که دون ژوان در نامه اش با من در میان گذاشته بود !
کسب و کار ها چه چیزی را می توانند از دون ژوان بیاموزند ؟
ما همه متنفریم از آنکه بابت چیزی پول بدهیم که هیچکس دیگری مایل نیست تا بابت
بدست آوردن آن پولی بدهد. اما وقتی همه برای خرید چیزی هجوم می آورند آنگاه ما
نبز بدنبال جمعیت به راه می افتیم و بدون آنکه حتی خودمان هم بدانیم طالب آن می
شویم !
در تبلیغات تمام سعی بر این است که در ابتدا فقط تعداد محدودی را به خرید کالا
ترغیب کرد انگاه همان تعداد اندک از مشتری ها خود بهترین نبرد تبلیغاتی را برای
آن محصول آغاز می کنند .
گاگول های دنیای کسب و کار دایماً سعی می کنند تا دیگران را متقاعد کنند که کالا و
یا سرویسی که آنها ارائه می کنند چقدر خوب و عالی است . اما دون ژوان های
دنیای کسب و کار فقط تلاش می کنند تا به دیگران نشان دهند که چقدر کالا و یا
سرویسی که آنها ارایه می دهند مورد توجه و خواست دیگران است .
اگر مشتری احساس کند که کالا و یا سرویسی مورد در خواست عده زیادی دیگر از
افراد می باشد با خود فکر می کند که لابد این علتی دارد که شاید او آن را نمی داند .
ژیلت در تبلیغات خود نمی گوید که تیغ ریش تراش ما بهترین کیفیت را بر حسب
استانداردهای جهانی دارد . بلکه فقط می گوید که هر روز صبح ۶۰۰ میلیون نفر از
مردان صورت خود را با تیغ ژیلت اصلاح می کنند . آیا شما نمی خواهید یکی از آنها
باشید؟ چه کسی می تواند در برابر این وسوسه مقاومت کند؟
یک فروشنده خوب کسی است نیست که مغز مشتری را با وراجی های بی سر و ته
خود درباره کالا به درد آورد بلکه کسی است که فقط به مشتری نشان می دهد که
چقدر از افراد پیش از او آن کالا را خریده اند و از آن لذت برده اند . فروشنده حرفه
ای با این کار خود سختی خارج کردن پول از درون کیف را برای مشتری کمی آسان
می کند .
پس اگر می خواهید طعمه با پای خود به دام شما بیفتد کافی است تا همانند دون
ژوان یک مثلث عشقی بسازید . آنگاه آرام و با یک لبخند ملیح بر لب منتظر طعمه
بنشینید !
برای ثبت نام در سمینارهای پیروزی در تجارت و یا
دریافت اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید:
ceo@iranex.net
محمد رضا بیات سرمدی
لیست شرکت های ایرانی معتبر در امارات





