0

چگونه می توان از یک گاگول یک دون ژوان ساخت ؟ – قسمت پنجم

 post thumbnail

ما همه نقابی به چهره داریم . وقتی نقاب به صورت داریم همه چیز رو به راه است . اما
به محض آنکه نقاب از چهره به کنار می زنیم تشویش و نگرانی سر تا سر وجودمان را
در بر می گیرد .
شکست ها ، نا کامی ها ،ترس ها و اضطراب های ما از ما موجودی بسیار شکننده
ساخته است . اما ما تنها این کاستی ها و نابسامانی ها را در پس یک نقاب پنهان می
کنیم.
ما موجوداتی به شدت اجتماعی هستیم که در میان مردمان دیگر زندگی می کنیم . ما
نمی خواهیم تا دیگران آشفتگی های درونی ما را ببینند زیرا در آن صورت ما ضربه پذیر
می شویم .
به همین خاطر هم هست که همه ما روزها بعد از آنکه از خواب بیدار شدیم ابتدا دوش
می گیریم و لباس به تن می کنیم و پیش از آنکه از خانه خارج شویم نقاب نا مرئی خود
را به صورت می کشیم و روح زخمی خود را در پشت آن پنهان می کنیم .
گاگول ها مردم را همیشه با نقاب هایشان می شناسند . آنها نمی توانند به آنسوی
نقابی که مردم به چهره دارند نفوذ کنند .آنها حتی نمی دانند که مردم نقاب به چهره
دارند . آنها پیوسته و در همه جا فریب این پنهانکاری ها را می خورند . آنها زخم های
دردناک روح خود را حس می کنند و خود را همیشه ضعیف و بی دفاع می نمایند و در
همان حال فریب نقابی را می خورند که دیگران به چهره دارند ومی پندارند که این
دیگران همه خوشبخت هستند و همه در آرامش به سر می برند.
گاگول وقتی می بیند که دیگران لبخند به چهره دارند ، با اعتماد به نفس حرف می زند و
ظاهراً به اوضاع و شرایط مسلط هستند دسپاچه می شود و کنترل خود را از دست می
دهد .
او قوانین بازی دنیای اغواگری را نمی داند و به همین دلیل خود را حتی در مقابل طعمه
خود بی دفاع می بینند ، دیگر جای شکار و شکارچی عوض می شود . گاگول بازی را
می بازد و با دهان باز و چشمانی که حماقت از آن می بارد به اطراف خیره می شود .
اما دون ژوان فریب نقابی را که دیگران بر روی چهرخود می کشند را نمی خورد .
او مانند یک کاراگاه زیرک می تواند آن چیزهایی را ببینید که دیگران هرگز به وجود آنها
پی نمی برند .
او با بی رحمی نقابی را که طعمه خود به چهره دارد را پس می زند و با انگشت به زخم
های کهنه روح او فشار وارد می کند تا خونریزی کند .
او ناکامی ها، ترس ها ، شکست ها و دل نگرانی های زنان را به آنها نشان می داد. او
طعمه خود را آشفته و نگران می کرد . او در ابتدا آسمان ذهن زن نگون بخت را آنچنان
ابری و تیره و تار می ساخت که طعمه در یک نا امیدی مطلق غوطه ور می شد و آنگاه با
صبر و حوصله و با چیره دستی یک افسونگر آرام آرام با دستان خود ابر ها را به
کناری می زد و اجازه می داد تا اندکی از نور خورشید امید بر زن بیچاره بتابد .
زن با خود می اندیشید که او تنها روزنه امید زندگی تیره و تار اوست و این درست
همان لحظه جادویی در نمایش پلید اغواگری است . به محض آنکه طعمه احساس کند که
شما تنها روزنه امید زندگی او برای رسیدن به خوشبختی و آرامش هستید آنگاه دیگر
کنترل زندگی او را به دست خواهید گرفت .
دون ژوان به تجربه آموخته بود که زنانی که کاملاً از زندگی خود راضی و خشنود
هستند هرگز در دام اغواگری او نمی افتند . پس پیش از هر چیز ابتدا شکار مناسبی را
انتخاب می کرد . از سویی دیگر او آنقدر زیرک بود که این توانایی را داشت که گاه حتی
به درون ذهن خوشبخت ترین زنان هم نفوذ کند و با بی رحمی تمام زخم فراموش شده
ای را در روح آنان بیابد و با انگشت بر آن فشار وارد کند تا زخم کهنه دوباره سر باز
کند و به خونریزی بیفتد .
او گاه به زنانی که هیچ مشکل خاصی در زندگی خود نداشتند نشان می داد که چقدر
زندگی شان خالی از هیجان و حادثه جویی است و از همین راه آنان را آشفته و بیقرار
می کرد .
دون ژوان تعادل روحی زنان را با قدرت کلام خود بر هم می ریخت و آنگاه خود را
تنها ناجی روح درمانده و بی پناه آنان نشان می داد . وقتی زنی هارمونی و هماهنگی
روانی خود را از دست می دهد خود را در فضا معلق می بیند . گویی در یک سیاه
چاله ای به وسعت ابدیت تنها رها شده است . زن در این حالت به هر چیزی که بیابد
پناه می آورد تا که شاید بتواند او را از این سرگردانی نجات دهد و به زندگی او
آرامش بخشد . حتی اگر آن چیز خود شیطان باشد!
راز پنجم : در طعمه خود نیازی بوجود آورید که شما تنها پاسخ به آن نیاز باشید !
شما در نقش یک اغواگر نباید هرگز دچار این اشتباه نا بخشودنی شوید که ظاهر
افراد را با حقیقت درونی و پنهان آنها اشتباه بگیرید .
ما همه ضعف هایی داریم . ما همه احساس تهی بودن می کنیم . ما همه به دنبال
کسی یا چیزی می گردیم که این خلاء همیشگی ما را پر کنند و به زندگی ما مفهومی
ببخشند . گاه حتی ما درد بی دردی داریم که این خود نیز درد بزرگی است!
دون ژوان همان کسی است که آموخته است که چگونه نیاز های درونی زنان را کشف
کند و خود را تنها پاسخ برای بر طرف کردن آن نیازها نشان دهد . او یک اغواگر
است .
کسب و کارها چه چیزی را می توانند از دون ژوان بیاموزند ؟
گاگول های دنیای کسب و کار همیشه مشتری را با آن نقابی که به چهره دارند می
بینند و به همین خاطر هم هرگز نمی توانند به نیاز های درونی و پنهان مشتری که
آنها را وادار به خرید کردن می کند پی ببرند .
آنها نمی توانند نیازها و تمایلات مشتری را به درستی بشناسند و در نتیجه هرگز نمی
توانند رفتار مشتری را کنترل کنند و او را به سمتی که می خواهند هدایت کنند .
آنها به چهره مطمئن و با اعتماد به نفس مشتری نگاه می کنند و دسپاچه می شوند و
به همین خاطر کنترل اوضاع را از دست می دهند .
اما دون ژوان های دنیای کسب و کار فریب نقابی را که مشتری به چهره دارد را نمی
خورد.
او به خوبی می داند که مشتری چقدر ضعیف و بی دفاع است . او نیاز های آنها را به
خوبی می شناسد . او رویا های مشتری ها را از فرای نقاب هایشان می بینند . او
ضعف های مشتری ها را از پشت چهره مغرورشان می بینند . او نیاز های مشتری
ها را از آنسوی دیوار های بلند انکار می بیند .
دون ژوان دنیای کسب و کار فریب منطق را نمی خورد . او می داند که مشتری کسی
است که از روی احساس خرید می کند و آنگاه منطقی می یابد تا کار خود را توجیه
کند . او نیاز پنهانی افراد به آنکه قد بلند تر باشند را می بیند و آنگاه CD و دمپایی
افزایش قد را به بازار عرضه می کند !!!
دون ژوان می داند که اگر تمام پزشکان دنیا هم جمع شوند و به حماقت این
محصولات فریبکارانه بخندند اما باز هم آنها به فروش می روند .
مشتری به دنبال رویایی است که برایش جذاب است . او می خواهد که قد بلندتر شود
حالا اگر شده حتی با خرید یک CD و نگاه کردن به آن و یا به پا کردن یک دمپایی
پلاستیکی که بابت آن صد هزار تومان پول بی زبان را پرداخت کرده است !
شما به چه کسب و کاری مشغول هستید ؟ هر جا هستید و هر کاری که می کنید
فریب نقابی را که مشتری به چهره دارد را نخورید .
مشتری ترس ها ، نیاز ها ، امید ها و آرزو هایی دارد که در جایی از قلب خود پنهان
کرده است . این وظیفه شماست که با لبخندی بر لب آن نقاب را به کناری بزنید و نیاز
مشتری را در مقابل چشمان او به نمایش در آورید و آنگاه مانند دون ژوان خود را
بهترین پاسخ برای بر آوردن آن نیاز نشان دهید .
مشتری را زخمی کنید و آنگاه با لبخند به او نشان دهید که مرهم زخم او در دستان
مهربان شماست!

برای ثبت نام در سمینارهای پیروزی در تجارت و یا
دریافت اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید:

ceo@iranex.net
محمد رضا بیات سرمدی

VN:F [1.9.12_1141]
Rating: 5.0/5 (1 vote cast)
چگونه می توان از یک گاگول یک دون ژوان ساخت ؟ - قسمت پنجم, 5.0 out of 5 based on 1 rating
لیست شرکت های ایرانی معتبر در امارات
لیست شرکت های ایرانی معتبر در امارات

About the Author

Ertebat Publications in Dubai. The first and best Iranian magazine.

Leave a Reply

You must be logged in to post a comment.