چگونه می توان از یک گاگول یک دون ژوان ساخت ؟ – قسمت دوم
آیا تا کنون به رفتار بهترین پنالتی زنهای دنیای فوتبال دقت کرده اید ؟هر کدام از آنان پیش از آنکه به توپ ضربه بزند به شیوه خاص خود رفتار می کند . برخی از آنان مستقیم به چشمان دروازه بان خیره می شوند . عده ای دیگر تا آخرین لحظه که می خواهند به سمت دروازه شوت کنند فقط به توپ نگاه می کنند . بعضی ها به سمت مخالفی که تصمیم دارند ضربه را وارد کنند نگاه می کنند .
آیا می دانید چرا آنها این گونه رفتار می کنند ؟
وقتی دروازه بان نتواند پیش از ضربه به توپ مسیر حرکت آنرا تشخیص دهد مجبور است به چهار گزینه به طور همزمان فکر کند .و از میان آنها یکی را انتخاب کرده و سپس واکنش نشان دهد . این چهار گزینه عبارتند : سمت راست و بالا،سمت چپ و بالا ،سمت راست و پایین ،سمت چپ و پایین .
وقتی گاگول ها پشت توپ قرار می گیرند کار دروازه بان خیلی ساده است . گاگول درست به همان سمتی که می خواهد توپ را شلیک کند خیره می شود و ضربه خود را هم کم دقت و آرام به توپ وارد می کند و به همین خاطر معمولاً دروازه بان به راحتی فکر او را خوانده و سپس به همان سمت شیرجه می زند و به آسانی توپ را مهار می کند و با این کار هم دروازه تیم خود و هم آبروی حرفه ای خود را حفظ می کند .
اما وقتی یک دون ژوان فوتبال پشت توپ می ایستد کار دروازه بان سخت می شود . دروازه بان نگون بخت نمی داند او چه در سر دارد زیرا از رفتار و نگاه او نمی تواند به افکارش پی ببرد .
عرق سردی روی پیشانی دروازه بان می نشیند . او در برزخ به سر می برد . چهار انتخاب در پیش رو دارد . اگر بخواهد منتظر وارد شدن ضربه بماند و آنگاه تصمیم بگیرد دیگر کاملاً دیر شده است زیرا دون ژوان فوتبال وقتی تصمیم خود را گرفت ضربه را با دقت و محکم به توپ وارد می کند و اجازه فکر کردن را به دروازه بان نمی دهد .
بالاخره پاهای دون ژوان پنالتی زن به توپ ضربه می زند عاج های کفش فوتبالی دروازه بان از زمین چمن کنده می شود و دروازه بان مانند دلفینی به سمت توپ شیرجه می زند . سر انگشتان دروازه بان تا چند سانتی متری توپ هم می رسد اما توپ مغرور و بی اعتنا به التماس های دستان دروازه بان از کنار آنها عبور می کند و برتور دروازه بوسه می زند !
آنچه گفتم بسیار نزدیک به دومین رازی بود که دون ژوان در نامه اش با من در میان گذاشته بود و از من خواسته بود تا آنرا با شما سهیم شویم !
راز دوم : غیر مستقیم حمله کنید !
گاگول ها مستقیم به طعمه خود حمله می کنند و به همین خاطر طعمه را در حالت دفاعی قرار می دهند . آنها صبر و استقامت لازم برای پیروزی در بازی اغواگری را ندارند. اما دون ژوان به گونه ای دیگر رفتار می کرد . او می دانست که زنان به طور غریزی به یک سیستم دفاعی مجهز هستند که طبیعت برای مراقبت از آنها در اختیار آنها گذارده است .
وقتی کسی بخواهد به طور مستقیم به آنها نزدیک شود . آنها بی درنگ دروازه های متحرک قلعه قلب خود را بالا می کشند و از آنجا که خندق عمیقی گرداگرد قلعه قلب آنها را در بر گرفته است . دیگر راهی برای نفوذ به آن نمی توان یافت . اما دون ژوان یک گاگول نبود . او آنچنان غیر مستقیم و پاورچین پاورچین به طعمه بیچاره نزدیک می شد که دیگر همه فضای قلب او را به تسخیر در آورده بود .
دون ژوان گاه به کمک یک شخص ثالث که از نزدیکان طعمه اش بود وارد می شد زیرا می دانست که استفاده از صمیمی ترین دوست یک زن برای نزدیک شدن به او یکی از بهترین و مطمئن ترین راه ها است . و گاه هم تنها با هوشمندی یک جادوگر یک رابطه عادی دوستانه را حفظ می کرد تا آنکه زمان مناسب از راه برسد و مسیر خود را به سمت عشق از راه دوستی باز می کرد . عشق مخاطره آمیز است اما دوستی خطرناک نیست . زنان از عاشق شدن واهمه دارند زیرا عشق کترل آنها را بر اعمال و رفتارشان کم می کند . در عشق یک عدم امنیت وجود داردولی دوستی اینگونه نیست . به همین خاطر دون ژوان به طعمه هایش احساسی از امنیت را القاء می کرد و آنگاه منتظر فرصت مناسب می ماند .
اغواگری یعنی توانایی به حرکت در آوردن دیگری به سمت و سویی که می خواهید اما هیچکس نمی خواهد اغوا شود . هیچ زنی نمی خواهد فریفته شود . به همین خاطر دون ژوان صحنه را آنچنان طراحی و اجرا می کرد که گویی تقدیر اینگونه خواسته است و کیست که حکم تقدیر را به جان نخرد ؟
دون ژوان طعمه را کنترل می کرد اما این کار را آنچنان هوشمند انه انجام می داد که طعمه احساس می کرد که خود فرمانروای سرنوشت خویش است . و این درست همان نیروی پنهانی است که در راز دوم دون ژوان نهفته است .
طعمه باید احساس کند که این اوست که به سمت شما می آید زیرا تنها در این صورت است که دیگر هیچ مقاومتی از سوی طعمه نگون بخت بوجود نمی آید و البته منطق هندسی به ما می گوید که برای آنکه کسی به سمت شما بیاید باید شما به او فضای لازم را بدهید پس شما باید کمی از او فاصله بگیرید .
شما نمی توانید مثل کنه به طعمه خود بچسبید و از او بخواهید به سمت شما بیاید !
این درست همان اشتباهی است که گا گولها مرتکب می شوند . اما دون ژوان به شیوه ای دیگر رفتار می کرد. او خود را در سر راه طعمه قرار می داد اما این صحنه را به گونه ای ترتیب می داد که به ظاهر اتفاقی و تصادفی به نظر برسد . اما با این وجود هرگز به سمت طعمه نمی رفت و فاصله خود را از او حفظ می کرد . او خود را نمایش می داد تا توجه طعمه به سوی او جلب شود اما در دسترس او قرار نمی گرفت . او همیشه بین خود و طعمه جسارت عبور از روی آنرا به خود بدهد.
دون ژوان یک بازیگر ماهر در نمایش اغواگری بود . او ابتدا خود را علاقه مند به طعمه نگون بخت نشان می داد ولی ناگاه و بدون هیچ دلیلی خود را کنار می کشید .
دون ژوان با این موش و گربه بازی ها به طعمه بیچاره خود فرصت کافی می داد تا درگیر تخیلات بی پایان خود شود و به قول ناپلئون بناپارت این تخیل است که بر جهان حکمفرمایی می کند ! آغاز اغواگری با ایجاد یک رابطه دوستانه بهترین فرصت را به دون ژوان می داد تا به اطلاعات سود مندی که درباره طعمه خود لازم دارد به راحتی دسترسی پیدا کند .
ترسها، تمایلات ،آرزو ها ،رویاها و خواسته هایی که می توانند هر کدام در جای خود مورد استفاده قرار گیرند .
دون ژوان در مرحله نخست این گونه وانمود می کرد که فقط به افکار و اندیشه ها و علایق طعمه خود علاقه مند است . همین باعث می شد تا زن بی پناه بدون هیچ دفاع و مقاومتی خود را در میان بازوان او رها کند .
در اغوا گری هیچ چیزی موثرتر از این نیست که فردا اغوا شده احساس کند که این اوست که دارد اغوا می کند !
کسب و کارها چه چیزی می توانند از دون ژوان بیاموزند ؟
مردم از خرید کردن لذت می برند اما از اینکه چیزی به آنها فروخته شود متنفرند . مردم دوست دارند انتخاب کنند زیرا آنها نمی خواهند فکر کنند که کس دیگری آنها را وادار به انجام کاری می کند پس اگر سعی در اغوای مشتری دارید مانند دون ژوان رفتار کنید . به طعمه خود غیر مستقیم حمله کنید !
در ابتدا به طعمه خود نشان دهید که فقط نیازهای او توجه دارید و تمام آنچه که برای شما مهم است ” او” و ” خواسته های او ” است .
با او دوستی کنید . با او حرف بزنید . کاری کنید تا او به شما اعتماد کند تا بتوانید راهی به درون ذهن او بیابید . خود را سر راه مشتری قرار دهید . تبلیغ کنید تا حضور شما را حس کند اما هرگز او را تحت فشار قرار ندهید و کنه روح او نشوید !
فقط به مشتری کمک کنید تا آنقدر دلیل در اختیار داشته باشد که بخواهد بسوی شما جذب شود .
شما می خواهید تا مشتری آنگونه که می خواهید عمل کند یعنی کالا و یا سرویس شما را ببیند ، از آن خوشش بیاید و آنگاه بابت بدست آوردن آن دست به جیب شود .
همه کسب و کارها همین را می خواهند اما اگر شما می خواهید تا دون ژوان کسب و کار خود باشید طوری رفتار کنید که مشتری احساس کند که خودش این تصمیم را گرفته است که شما را انتخاب کند نه آنکه شما وادار به این کارش کنید . پس اگر می خواهید مشتری را شکار کنید به طعمه خود غیر مستقیم حمله کنید !
لیست شرکت های ایرانی معتبر در امارات





