چگونه می توان از یک گاگول یک دون ژوان ساخت ؟ – قسمت نوزدهم
رواشناسان معتقدند که ترس از بلندی تنها ترسی است که نوزاد با آن بدنیا می آید . اما با گذشت زمان نوزاد کم کم می آموزد که در زندگی از خیلی از چیزهای دیگر هم باید بترسید . از استکان چای داغ ، از اتاق تاریک ، از آتش ، از گربه توی کوچه ، از سوسک حمام و از همه وحشتناک تر از جیغ مادر !
هر چه ما بزرگتر می شویم ترس های ما هم عمیق تر و ریشه دارتر می شوند . هر چند که ترس از بیماری ،ترس از فقر ،ترس از شکست در عشق و ترس از تنهایی در زندگی هیچ گاه ما را رها نمی کنند اما بدون شک عمیق ترین و دلهره آورترین ترس در نهاد آدمی همانا ترس از مرگ و نیستی است .
ما از مرگ می ترسیم . البته منظور من ترس از آن لحظه ای نیست که به هر دلیلی جان به جان آفرین تسلیم می کنیم بلکه ترس از پایان یافتن این هستی ماست که ما این چنین عمیق به آن دلبسته ایم .
بشر در طول تاریخ به هر دستاویزی چنگ انداخته است تا از مرگ و نیستی بگریزد . در ساده ترین و ابتدایی ترین شکل آن هر انسانی می خواهد فرزندی داشته باشد تا نام و یاد او را زنده نگه دارد .
پادشاهان و سلاطین در طول تاریخ همواره به شعرا و هنرمندان پول می دادند تا شعری در وصف آنها بسرایند یا تصویری از آنها را نقاشی کنند و یا مجسمه ای از آنها را بسازند تا که شاید نام و چهره شان جاودانه شود .
در حقیقت هنر تلاش بشر برای خلق یک اثر جاودان است تا بر مرگ و نیستی غلبه کند .
بشر حتی زمانی که در قارها زندگی می کرد نشانی از خود را بر روی دیوارهای غار ثبت می کرد تا حضور خود را برای آیندگان ثابت کند .
ترس از مرگ و نیستی مانند سایه هولناکی همیشه بر زندگی آدمی سایه انداخته و بشر برای گریز از آن هر کاری حاضر است که انجام دهد . مصریان باستان خود را مومایی می کردند به امید آنکه شاید هزاران سال دیگر باز روح در کالبد خاکی آنان دمیده شود و مجدداً به زندگی باز گردند . آنها حتی طلا و اشیاء قیمتی خود را با جسد خود زیر خاک دفن می کردند که وقتی دوباره زنده می شوند گرسنه نمانند .
اما در نهایت هیچ چیزی مانند مذهب نمی تواند بر این ترس همیشگی بشر از مرگ غلبه کند .
در پناه مذهب ما به آن آرامشی دست می یابیم که در هیچ جای دیگری نمی توانیم آنرا تجربه کنیم . مذهب به زندگی و حیات فانی ما رنگی از جاودانگی می زند و ما را از تاریکی قبری که درآن دست و پا می زنیم به سوی روشنایی خورشید جاودانگی هدایت می کند .
مذهب مانند اکسیری است که وقتی به این تن خاکی ما می خورد ذره ذره آن را فنا ناپذیر می کند . در جهانبینی مذهبی مرگ همچون یک سفری است رویایی که ما را از این دنیای فانی به دنیایی باقی می برد . دنیایی بس شگفت انگیز که در آن دیگر در بند حصار این تن نیستیم و می توانیم آزادانه و در یک چشم به هم زدن تمامی ابدیت را طی کنیم .
و بدون شک مذاهب جذابترین سیستم هایی هستند که بشر تا کنون آنها را تجربه کرده است .
ما در کنار مذهب از یک پستانداری که 98% از گنجینه ژنتیکی اش مشابه یک شامپانزه است تبدیل به اشرف مخلوقات می شویم که تمام فرشتگان آسمانها او را سجده کرده اند .
ما با مذهب جاودانه می شویم . ما به کمک مذهب از باتلاق پوچی و روزمرگی رها می شویم و به این زندگی خالی از مفهوم خود معنایی عمیق و شرافتمندانه می بخشیم .
و اما دون ژوان یک اغواگر است . او به همه دستاویزی چنگ می اندازد تا بتواند به کمک آن طعمه خود را اغوا کند .
رابطه مرد و زن در حالت عادی خود چیزی بیش از رابطه دو موجود نر و ماده ای نیست که در جنگی به هم برخورد کرده اند . این چنین برخوردی شاید که برای دو شامپانزه نر و ماده بر روی درخت کافی و همچنین لذت بخش باشد اما بی گمان و حداقل برای زن اینچنین نیست .
زن فقط موجود ماده ای از یک گونه جانوری بنام انسان نیست یا اینکه لا اقل دوست ندارد که این گونه فکر کند !
زن می خواهد تا احساس کند که وجود یگانه و بی همتایی است که با سایر موجودات ماده از گونه خود متفاوت است و اما عشق تنها معجونی است که می تواند این توهم را ایجاد کند .
تن با جادوی عشق ماهیتی می یابد که قابل پرستش می شود . وقتی شما عاشق هستید دستان معشوق تنها دیگر چند استخوان و مقداری گوشت نیست که پوستی بر روی آن کشیده شده است بلکه همانند پلی است که روح های مشتاق دو عاشق را به هم نزدیک می کند .
شاید که زیبایی عشق را بدنیا بیاورد اما عشق بدون شک زیبایی را جاودان می کند . عاشق دیگر چین و چروک های زیر چشم معشوق را نمی بیند . بدن زن رو به زوال می رود اما اکسیر عشق معشوقه را فنا ناپذیر می کند .
… و زن شیفته این تصویر است . عشق همچون یک مذهب است که بر ترس از مرگ و نیستی غلبه می کند .
دون ژوان زن را حتی از خود او بهتر می شناخت . زن دوست دارد تا قلب خود را تنها به روی آن مردی بگشاید که برای همیشه بخواهد آنجا بماند اما متاسفانه حس ماجراجویی مردان باعث می شود تا نتوانند خیلی طولانی در یک جا باقی بمانند !
مردان معمولاً سیاحانی هستند که وقتی جزیره ای ناشناخته را کشف کردند دوباره بادبانهای کشتی خود را بر افراشته می کنند تا جزیره دیگری را کشف کنند .اما زنان معمولاً ترجیح می دهند تا در همان جزیره بمانند و آنرا قابل سکونت کنند !
این اختلاف کوچک میان زنان و مردان سر منشاء تمام جنگ ها در طول تاریخ میان آنها بوده است . اما دون ژوان یک گاگول نبود . زن در کنار دون ژوان طعم لذت بخش یک احساس فرامادی و روحانی را تجربه می کرد که فارغ از زمان و مکان بود و این حس همان عشق است .
کسب و کارها چه چیزی را می توانند از دون ژوان بیاموزند ؟
مشتری یک انسان است . پر از ترس و خالی از مفهومی عمیق و شرافتمندانه برای زندگی !
او در همه جا نا امیدانه در جستجوی یافتن معنایی برای زندگی تهی و خالی خود است .
عشق پاسخ خلاقانه ذهن بشر برای معنا بخشیدن به روابط پوچ و حیوانی خود با جنس مخالف است .
و بسیاری از ایدئولوژی ها و مذاهب ساخته شده بدست بشر کوششی برای رهایی از پوچی مفرط زندگی و معنا بخشیدن به این دنیای سراسر مادی است .
اما هر روز که می گذرد کسب و کارها و کالاها و خدمات آنها بیش از پیش جای عشق و مذهب را در زندگی بشر می گیرند .
کالا و خدمات و نام ها ی تجاری مذهب جدید در دنیای نوین بشری است!
در یک چنین دنیایی دون ژوان های دنیای کسب و کار پیوسته سعی می کنند تا به درون کالا و یا خدمات خود روح بدمند و آنرا از دنیایی مادی و فنا ناپذیر به دنیایی معنوی و ماندگار منتقل کنند .
آنها سعی می کنند تا به کالای خود معنایی ببخشند زیرا در این صورت آن کالا دیگر فقط یک ماده شیمیایی از بین رفتنی نیست بلکه یک مفهوم ذهنی است که حتی اگر بعد مادی آن از بین برود اما بعد معنوی آن در بهشت ذهن مشتری همیشه زنده باقی خواهد ماند .
محصولات و خدمات کسب وکارهای دون ژوان مرگ ندارند و به همین دلیل مشتری عاشق آنهاست .
آرایش عروس فقط چند ساعت بر روی چهره او باقی می ماند و آخر شب عروسی با یک دستمال و در عرض 30 ثانیه پاک می شود و به سطل آشغال فرستاده می شود اما اگر ” سالن آرایش بتی ” عروس را درست کرده باشد حتی ده سال بعد هم آن زن از یادآوری اینکه شب عروسی اش کجا آرایش شده است احساس غرور می کند و این یعنی کسب و کار دون ژوان !
شما هم اگر می خواهید مانند یک دون ژوان رفتار کنید از کسب و کار خود یک مذهب بسازید تا مشتری به آن ایمان بیاورد !
لیست شرکت های ایرانی معتبر در امارات





